منطقه کیفیت 【موضوع هفتگی】 زمان: ۱۳ سپتامبر–۱۸ سپتامبر 【اعلام پاسخها】
Thread Content
آخرین بار این پست توسط llyy0327 در تاریخ ۱۹-۹-۲۰۱۱ ساعت ۰۹:۳۴ ویرایش شد.۱. از آنجایی که ویژگیهای کیفی نتیجه تغییرات انسانی هستند، ویژگیهای کیفی که به دست میآیند در واقع تنها ویژگیهای جایگزینی هستند که نسبت به نیازهای مشتریان تعیین میشوند. دقت این تبدیل، مستقیماً بر این تأثیر میگذارد که آیا نیازهای مشتریان برآورده خواهد شد یا خیر. ( √ ) ۲. رضایت مشتری، به معنای احساس مشتری نسبت به میزان برآورده شدن نیازهایش است. ( √ ) ۳. مشتری، افراد یا گروههایی هستند که در خارج از سازمان، از خدمات و محصولات آن استفاده میکنند. ( ×) ۴. سازمان بینالمللی استانداردسازی محصولات را به چهار دسته اصلی تقسیم کرده است: یعنی سختافزار، نرمافزار، خدمات و مواد فرآیندی ( √ )
بخش دوم: سؤالات بحثی
۱..... شرکتها چگونه میتوانند کار استانداردسازی را به خوبی انجام دهند؟
پاسخ: در انجام کارهای استانداردسازی، سازمانها باید به دو اصل پایبند باشند: (۱) باید از ایده «مشتری در اولویت اول» به عنوان راهنما استفاده کرد. استانداردسازی، روش مهمی برای دستیابی به اهداف سازمان است؛ توانایی محصولات یا خدمات در برآورده کردن نیازهای مشتریان، یکی از مهمترین شاخصهای ارزیابی فعالیتهای استانداردسازی در سازمانها محسوب میشود. لازم به ذکر است که محصولاتی که استانداردها را برآورده میکنند، محصولات با کیفیت هستند؛ اما لزوماً محصولاتی نیستند که مشتریان از آنها راضی باشند. در نهایت، ارزیابی کیفیت محصول تنها توسط خود مشتریان انجام میشود. بنابراین، استانداردها باید با پیشرفت اقتصادی و فناورانه و تغییرات نیازهای مشتریان، بهموقع اصلاح شوند. (۲) باید به اصل «سیستماتیک بودن» پایبند بود. هدف استانداردسازی، امور تکرارشوندهای است که در کل فرآیند عملیات سازمان، دارای ویژگیهای تنوع و ارتباط هستند. این امور تکراری، از یکدیگر جدا نیستند؛ بلکه با یکدیگر تعامل دارند و بر یکدیگر تأثیر میگذارند، و روابط درونی خاصی بین آنها وجود دارد. استانداردهای مختلف در سطوح مختلف سازمان، باید با یکدیگر ارتباط داشته و هماهنگ و یکپارچه باشند. اگر به یک چیز توجه کرده و از چیز دیگر غفلت شود، عملکرد سیستم استاندارد به خوبی محقق نخواهد شد. ۲. هنگام انجام کارهای اندازهگیری در یک شرکت، با توجه به ویژگیهای خاص آن شرکت، باید به کدام مراحل توجه ویژه کرد؟ پاسخ: هنگام انجام کارهای اندازهگیری، باید به موارد زیر توجه کرد: (۱) استفاده از تجهیزات اندازهگیری و آزمایشی مطابق با الزامات تولید و طراحی. (۲) تعیین مناسب دوره کالیبراسیون تجهیزات اندازهگیری و آزمایش، و پایبندی به سیستم کالیبراسیون دورهای. (۳) تقویت مدیریت روزمره تجهیزات اندازهگیری و آزمایش، و ایجاد سیستمهای مدیریتی مناسب. (۴) رسیدگی بهموقع و صحیح به تجهیزات اندازهگیری نامرغوب. (۵) تضمین شرایط محیطی برای استفاده از تجهیزات اندازهگیری و آزمایش. (۶) تقویت سازمانهای مدیریتی و تجهیز آنها به کارکنان با صلاحیت بالا در زمینه اندازهگیری. (در این بخش میتوانید آزادانه نوشته کنید~~~) توجه: ۱) لطفاً پاسخهای خود را پنهان کنید؛ روش پنهان کردن: http://bbs.hcbbs.com/thread-492556-1-1.html. پس از ارسال پاسخ، آن را ویرایش نکنید. ۲) همه شرکتکنندگان پاداش دریافت میکنند. (*^__^*) هیهی... (در عرض یک هفته).
بخش دوم: سؤالات بحثی
۱. شرکتها چگونه میتوانند کار استانداردسازی را به خوبی انجام دهند؟
استانداردسازی نشاندهنده «چهار کامل» است و نیازمند اجرای آن توسط تمام کارکنان، در تمام مراحل، در تمام زمانها و از تمام جهات است. پیشنیاز انجام صحیح کار استانداردسازی، سطح درک کارکنان از استانداردهاست؛ تنها با درک استانداردها میتوان عملکرد بهتری داشت. بنابراین، پیشنیاز انجام کار استانداردسازی، افزایش آگاهی است. پس از کسب آگاهی، تدوین سیستمهای مناسب مطابق با الزامات استاندارد و ارائه، آموزش و اجرای بهموقع آنها، برای نظارت ضروری است. در فرآیند اجرا، نیاز به حمایت رهبران وجود دارد، بهویژه رهبران سطح کارخانه که تصمیمات نهایی را میگیرند تا آن را پیش ببرند. در حین اجرای کلاسهای استاندارد، پیادهسازی از بالا به پایین آسان است، اما پیادهسازی از پایین به بالا باعث مشکلات زیادی در اجرا میشود. ۲. هنگام انجام کارهای اندازهگیری در شرکت، با توجه به ویژگیهای خاص آن شرکت، باید به کدام موارد توجه ویژه داشت؟ خودم مستقیماً مسئول این کار نیستم، اما در چارچوب سیستم، از اصل PDCA نیز پیروی میشود. اهداف اندازهگیری را مشخص کرده، معیارهای ارزیابی را تعیین نمایید؛ در فرآیند اندازهگیری، بر «نقاط کلیدی» سازمان تمرکز کنید تا از سلامت و دقت تجهیزات اندازهگیری اطمینان حاصل شود، یعنی از آمادگی تجهیزات اندازهگیری برای انجام کار خود اطمینان حاصل کنید ; دوم اینکه، به طور منظم دادههای آن را جمعآوری کرده و تجربیات را خلاصه کنیم ; سوم اینکه، اقداماتی برای کاهش خسارات غیرضروری انجام شود. . .
اول، ۱. درست، ۲. درست، ۳. درست، ۴. درست.
دوم، شرکتها چگونه میتوانند کار استانداردسازی را به خوبی انجام دهند؟ ۱. ترویج و آگاهسازی را جدی بگیرند; ۲. تدوین برنامه کاری؛ ۳. اصلاح علمی استانداردها ; ۴. آموزش کارکنان ; ۵. تقویت نظارت بر مراحل مختلف ; ۶. با جدیت در برابر ارزیابی حاضر شوید. هنگام انجام کارهای اندازهگیری در یک شرکت، با توجه به ویژگیهای خاص آن شرکت، باید به کدام موارد توجه ویژه کرد؟ اول اینکه، باید سیستمهایی برای تأمین، استفاده، نگهداری، بررسی و ثبت دادههای مربوط به ابزارهای اندازهگیری تدوین شود تا الزامات مربوط به استفاده از این ابزارها در تمام مراحل رعایت شود. دوم، ایجاد رویههایی برای فرآیندهای اندازهگیری، تا نظارت، بررسی و کنترل مؤثری بر مصرف انرژی، جریان کالاها، فرآیندهای تولید، کیفیت پروژهها و مدیریت عملیاتی امکانپذیر شود.
بر اساس کسانی که محصولات را دریافت میکنند، مشتریان به دو دسته تقسیم میشوند: مشتریان داخلی و مشتریان خارجی.
مشتریان خارجی: به سازمانها و افرادی اطلاق میشود که در خارج از سازمان، محصولات یا خدمات را دریافت میکنند. به عنوان مثال، مصرفکنندگان، کارفرمایان، فروشندگان خردهفروش و کاربران نهایی و غیره. شامل مصرفکنندگان نهایی، کاربران، دریافتکنندگان سود یا خریداران میشود. مشتریان داخلی: مشتریان داخلی به بخشها و افرادی درون سازمان اطلاق میشود که به ترتیب محصولات یا خدمات را دریافت میکنند. میتواند عاملی باشد که در مرحله بعدی خط تولید محصول فعالیت میکند، یا بخشی از فرآیندهای پسین در تولید محصول یا خدمات، یا نمایندهای که به مشتریان در استفاده از محصولات یا خدمات کمک میکند. شامل سهامداران، مدیران و کارکنان میشود؛ علاوه بر این، بر اساس تعریف «سازمان یا فردی که محصول را دریافت میکند»، در یک خط تولید، مرحله بعدی که محصول تولید شده توسط مرحله قبلی را دریافت میکند، میتواند به عنوان مشتری مرحله قبلی در نظر گرفته شود. بر اساس ترتیب دریافت محصولات، مشتریان به سه دسته تقسیم میشوند: مشتریان قدیمی، مشتریان هدف و مشتریان بالقوه:
مشتریان قدیمی: کسانی که پیشتر محصولات سازمان را خریداری کردهاند ; مشتریان هدف: مشتریانی که در حال استفاده از محصولات سازمان هستند ; مشتریان بالقوه: مشتریانی که ممکن است محصولات سازمان را بپذیرند.
۲. سؤالات بحثی: ۶. H( O% U* Z/ x* \* f ۱. شرکتها چگونه میتوانند کار استانداردسازی را به خوبی انجام دهند؟ پاسخ: منظور از استانداردسازی کیفیت، ایجاد یک سیستم و تضمین عملکرد صحیح آن است. طبق الزامات استاندارد ISO9000، اسناد نرمافزاری مربوط به مدیریت، استانداردهای فنی و ثبتها تهیه میشود؛ سپس مدیریت روزمره مطابق با الزامات این سیستم انجام میگیرد. باید به خلاصهکردن فعالیتها در زمان مناسب، بررسی دورهای عملکرد، و رعایت اصول چرخه PDCA توجه کرد تا انطباق، مناسب بودن و کارایی مداوم سیستم مدیریت تضمین شود! آه، همهاش جملات کلیشهای است؛ چون زیاد متنهای رسمی نوشتهام، لطفاً درک کنید! ۲. هنگام انجام کارهای اندازهگیری در شرکت، با توجه به ویژگیهای خاص آن شرکت، باید به کدام مراحل توجه ویژهای کرد؟ * پاسخ: کارهای اندازهگیری واقعاً کار سادهای نیست؛ اگر استانداردها رعایت نشود، هزینههای زیادی صرف میشود، و اگر استانداردها رعایت شوند، با الزامات مطابقت نخواهد داشت. اگر شرکت بزرگ باشد، استانداردهای اندازهگیری و آزمایش را خودش تعیین کرده و به صورت مستقل فعالیت میکند. اگر شرکت کوچک باشد، میتوان تمام بررسیهای دورهای را به یک سازمان ثالث واگذار کرد. اگر مقیاس متوسط باشد، مثلاً شرکت ما بخشی از آزمایشها را خودش انجام دهد و بخش دیگر را به بیرون ارسال کند. در مورد مراحل مهم، به نظر من: اول اینکه باید یک سیستم مدیریتی ایجاد شود تا مسئولیتهای هر یک از بخشهای سیستم اندازهگیری مدیریتی مشخص گردد ; دوم اینکه، باید شناسایی و ثبت اطلاعات دستگاههای اندازهگیری را به دقت انجام داد؛ تنها با شناسایی دقیق و علمی دستگاههای اندازهگیری، میتوان مدیریت هدفمندی بر روی آنها انجام داد ; سوم این است که مدیریت روزمره را به خوبی انجام داد، بازرسیهای هفتگی را در زمان مقرر انجام داد و هر ماه یک خلاصه تهیه کرد.