Thread Content
“«کارخانه ما یکی از واحدهای حساس از نظر ایمنی آتشنشانی است؛ ما به کارهای مربوط به پیشگیری از آتشسوزی بسیار اهمیت میدهیم، تجهیزات لازم برای خاموش کردن آتش را در اختیار داریم و هر سال تمرینات آتشنشانی برگزار میکنیم،» مدیر کارخانه به بازرسان ایمنی گزارش داد؛ با اعتماد به نفس و کمی غرور گفت: «من هر بار شخصاً در این تمرینات شرکت میکنم.» ”“مدیر، کارخانه بستهبندی در حال سوختن است! ”یک کارمند با عجله وارد دفتر مدیر کارخانه شد. “سریع ۱۱۰ را بزنید! ”مدیر کارخانه در حالی که سعی میکرد آرام به دستوراتش عمل کند، با عجله به سمت بیرون دوید؛ «نه!» ۱۱۹ است! ”بازرسان ایمنی کار، اشتباهات را اصلاح کردند و در عین حال، محکم از نزدیک آنها را دنبال کردند. جعبههای کارتنی مورد استفاده برای بستهبندی آتش گرفتند، اما آتش شدید نبود. بیست و چند کارمند دور محل آتش جمع شده بودند و به یکدیگر نگاه میکردند؛ چند اطفایگر نیز به صورت پراکنده روی زمین دراز کشیده بودند. “شما همگی مردهاید! آتشنشانی نکنیم؟ ! ”مدیر کارخانه عصبانی شد. “نمیدانم خراب شده یا چه، به هر حال مثل یک مرده است، هیچ واکنشی نشان نمیدهد. ”یکی از کارکنان با اشاره به آتشنشان، با تردید پاسخ داد. “دارویی که تازه دو سال پیش عوض شده، چطور ممکن است مؤثر نباشد؟ ”مدیر کارخانه جمعیت را از هم جدا کرد، با یک دست یک اطفایحریق از روی زمین برداشت و با دست دیگر محکم روی دکمه آن فشار آورد، درست مثل اینکه سعی داشت روی یک تکه فلز فشار وارد کند؛ اما اطفایحریق هیچ واکنشی نشان نداد. “عجیبه! معمولاً حالت خوبه؟ ”مدیر کارخانه زیر لب گفت، سپس به طور خودکار یک اطفایحریق دیگر برداشت و با فشار بیشتری روی دکمه آن فشار داد؛ اما اطفایحریق همچنان بیحرکت ماند. “مهر ایمنی را بردارید! ”بازرسان ایمنی تولید هشدار دادند. “فروش بیمه؟ فروشگاه بیمه کجاست؟ ”مدیر کارخانه پرسید. “اینجا! ”بازرسان ایمنی کار، قلاب ایمنی را برداشتند. گازی سفید، گویی سرشار از خشم، به سوی شعلههایی که روزبهروز پرقدرتتر میشدند، پرتاب شد. سوختن بالاخره خاموش شد. مدیر کارخانه نفس عمیقی کشید، قلاب ایمنی را از روی زمین برداشت و با ناراحتی به بازرسان ایمنی گفت: «فقط این مقدار کم بود؛ تنها یک جزئیات کوچک باعث شد اتفاق بدی رخ دهد!» ”“در ایمنی تولید، هیچ سهلانگاری مجاز نیست! ”بازرسان ایمنی تولید، پاسخی معنادار دادند. حدود ۱۰ دقیقه بعد، آمبولانس با صدای زنگ و چراغ قرمز وارد شد.
آموزش و تمرینات صرفاً تشریفاتی هستند و عملی نیستند. ۱. باعث میشود تجهیزات آتشنشانی بیفایده باشند. ۲. پس از وقوع حادثه، روند برنامههای اضطراری مشخص نیست و حتی اطلاعات تماس ساده نیز در دسترس نیست. ۳. تخلیه اضطراری افراد به درستی انجام نمیشود؛ گاهی حتی با وجود بروز حادثه، حضور شما در محل نشاندهنده کارکرد خوب شماست. تقلب هزینهای دارد؛ خودیاری درون سازمان برای مقابله با آتشسوزی مؤثرترین راه است، «۳ دقیقه». حتی اگر عملیات نجات آتشنشانی خارجی به موقع انجام شود، باز هم زمان لازم است؛ تا زمانی که آنها برسند، خسارتها از قبل زیاد شده است.
شرکتهایی که چنین وضعیتی دارند، همگی شرکتهای کوچک هستند. معمولاً کارخانههای بزرگ شیمیایی وجود ندارند.
بله، بسیاری از کسبوکارهای کوچک، مالکانشان اصلاً به این موارد توجهی نمیکنند. به عنوان اپراتور ایمنی در کسبوکارهای کوچک و متوسط، باید تحت فشار کار کرد.
کار مأمور امنیت در کسبوکارهای کوچک دشوار است. شرکتهای پتروشیمی مانند ما، خودشان در رده اول ایمنی در برابر آتش و رده اول مقاومت در برابر انفجار قرار دارند و از بالا تا پایین، به ایمنی اهمیت زیادی میدهند.
کسانی که در این زمینه تخصص دارند، میترسند و میدانند که چه چیزهایی مستعد بروز مشکل هستند. همچنین تأکیدات متفاوت است؛ اینکه ایمنی در صدر قرار دارد، بیدلیل نیست.
مدت اعتبار آتشنشانی پودری دوباره پر شده تنها یک سال است. دارویی که دو سال پیش عوض شد هم درست نبود
امنیت با فریب به دست نمیآید، بلکه با اقدام به دست میآید.
کار ایمنی موضوعی جدی است و هیچ اغماضی در آن وجود ندارد. اگر در روزمره کمی بیتوجهی کنیم، ممکن است در آینده مجبور شویم ده برابر یا حتی بیشتر از آن را پرداخت کنیم
من تجربه استفاده از آتشنشانی را دارم. در مسابقه آتشنشانی سال گذشته، کار خاموش کردن آتش با اکستینگر انجام شد؛ قبلاً چندین بار آموزش داده شده بود. هنگام خاموش کردن آتش، برخی افراد لوله پاشش را در دست گرفته و دست خود را مستقیماً درون کاسه روغن فرو بردند؛ باد ناشی از پاشیدن پودر خشک، شعلهها را تا ارتفاع حدود ۲ متر بالا برد و روغن نیز در سراسر زمین پخش شد. آن فرد در آن لحظه دستکش پوشیده بود؛ دستکشش ذوب شد، اما خوشبختانه دستش آسیبی ندید. در جلسات آموزشی گفته شده بود که باید از بیرون به داخل، یعنی به ریشه شعله، اسپری کرد؛ اما آنها فقط ریشه شعله را به خاطر سپردند و در نتیجه شعله هرچه بیشتر بزرگ شد. بنابراین فکر میکنم، آموزش و تمرینات نباید صرفاً تشریفاتی باشند؛ بلکه باید در شرایط واقعی انجام شوند تا تا حد امکان واقعگرایانه باشند.
هیچ حادثهای بزرگ یا کوچک نیست، ایمنی مهمترین چیز است.
بررسیهای تشریفاتی، تمرینات برای رعایت قوانین، در نهایت فقط باعث میشود وقتی حادثهای رخ دهد، خودمان ضرر کنیم