Thread Content
اداره نظارت بر ایمنی برای بازرسی به یک پمپ بنزین خصوصی رفت. ناظر ایمنی: «رئیس، اداره نظارت بر ایمنی برای بازرسی به پمپ بنزین ما آمده است؛ لطفاً شما بیایید و از آنها پذیرایی کنید!»
رئیس: «من اینجا مشغولم؛ شما خودتان میتوانید از آنها پذیرایی کنید.» ” پس از بررسی، اداره نظارت بر ایمنی دستوراتی برای اصلاحات در ایستگاههای سوخت صادر کرد. مأمور ایمنی: «رئیس، اداره نظارت بر ایمنی گفته که سوابق تمرین برنامههای اضطراری ما وجود ندارد.» ” رئیس: «این فقط یک گزارش تمرین است، هرطوری سرسری آن را تهیه کن، کافیه.» ” ناظر ایمنی: «رئیس، اداره نظارت بر ایمنی گفت که برنامههای آموزشی ما هم معتبر نیست! هیچ برنامه آموزشی و سوابق مربوط به آموزشها وجود ندارد.» ” رئیس: «واقعاً آزاردهنده است، در اینترنت چیزی وجود ندارد که نباشد! فقط کافی است آن را از اینترنت دانلود کنید و کمی تغییراتی در آن ایجاد کنید؛ در آن صورت مال خودمان خواهد بود!»
یک روز، یک خودرو هنگام سوختگیری ناگهان دچار آتشسوزی شد. نگهبان ایمنی: «رئیس، مشکلی پیش آمده؛ یک خودرو هنگام سوختگیری ناگهان آتش گرفت.» ” رئیس: «سریع آتش را خاموش کنید!»
مأمور ایمنی: «نمیدانم چطور از اکستینگوشر استفاده کنم! اما درخواست کمک دادهام.» ” رئیس: «اینقدر ساده است، چرا نمیتوانید از آن استفاده کنید؟»
کارشناس ایمنی: «افرادی که امروز در شیفت هستند، کارمندان جدید هستند؛ ما هیچ تمرینی انجام ندادهایم، و شما هم آموزشی برای آنها فراهم نکردهاید!»
رئیس:“……”
بیتوجهی رئیس، و همچنین موانعی در اجرای وظایف توسط افراد مسئول ایمنی. در هر صورت، کاری که باید انجام شود را انجام دهیم؛ اگر زمانی پیدا شد، حتی کم هم مفید است. آرامش، نعمتی است
هاها، چه نگهبان ایمنی احمقی! آموزشهای ایمنی و ثبت اسناد، همگی جزو وظایف نگهبان ایمنی است. این نگهبان ایمنی بیکفایت است؛ من که رئیس هستم، خیلی وقت پیش او را اخراج کردهام.
موافقم؛ قطعاً این مسئولیت ناظر ایمنی است. هرچند رئیس درگیر آن نیست، اما شغل شما هم کار سرگرمی نیست. اول از همه، باید وظایف مربوط به شغل خود را به خوبی انجام داد
من هم مستم؛ اجازه دادن به کسی که نمیداند چگونه از آتشنشان استفاده کند، برای مدیریت امور ایمنی، چنین رئیسی را من به عنوان کارمند حتی نمیخواهم برایش کار کنم.
مشکل اولاً از سوی مدیران نشأت میگیرد؛ مدیران به ایمنی توجه نمیکنند و سایر مشکلاتی که پس از آن پیش میآیند (مانند عدم صلاحیت کارکنان ایمنی، فقدان آموزش برای کارکنان، عدم برگزاری تمرینات، عدم وجود سوابق)، همگی ناشی از بیتوجهی مدیران به ایمنی است.
عدم وجود آگاهی امنیتی در میان رهبران بسیار خطرناک است.
برنامههای دیگران اهمیتی ندارند؛ مهم این است که بتوانیم برنامههای آنها را به چیزی متعلق به خودمان تبدیل کنیم. این موضوع مهمترین چیز است، چرا که بخش عمدهای از مفاهیم و دانشهای مربوط به امنیتی که امروز در اختیار داریم، از دیگران گرفته شده است. همه باید این موضوع را از جنبههای مختلف بررسی کنند: ۱. اول از همه، ناظران ایمنی: باید وظایف خود را درک کنند؛ آموزش ایمنی برای کارکنان جدید، تدوین برنامههای آموزش ایمنی ; این در واقع کار خودتان است، پس چرا باید رهبر تصمیم بگیرد؟ ۲. به عنوان یک رهبر: خودش چه در رفتار و گفتار و چه در افکار، تأثیر زیادی بر زیردستان دارد؛ نگرش رئیس نسبت به ایمنی، چطور میتواند زیردستان را به سمت بهتری هدایت کند؟ ۳. هنگامی که رهبر با مشکلات زیردستان خود روبرو میشود، تنها لازم است جهت کلی را مشخص کند؛ نیازی نیست روشهای مشخصی برای حل مشکل ارائه دهد، زیرا این کار میتواند زیردستان را گمراه کند.
۴. رهبر در انتخاب افراد، باید بداند که برای آن سمت چه نوع افرادی لازم است؛ یعنی هر کسی را نمیتوان برای آن سمت استفاده کرد.
نه تنها برنامههای اضطراری، بلکه رویههای عملیاتی و طرحهای ساختمانی نیز بسیاری از آنها اینگونه هستند