Thread Content
آخرین بار این پست توسط slll611 در تاریخ ۲۰۱۶-۱۱-۲۲ ساعت ۲۱:۳۴ ویرایش شد. دو روز پیش، هنگام معاینه پرسنل، متوجه جای زخمی روی پای آقای لی شدم؛ این جای زخم درست کمی بالای مچ پایش بود. از او سؤال کردم و او داستان زیر را تعریف کرد: بیش از بیست سال از آن موضوع گذشته است؛ در آن زمان، آقای لی هنوز لی جوان بود و مدت زیادی نبود که وارد کارخانه شده بود. اما او فردی یادگیرنده بود و خیلی زود روند کار و عملیاتهای اساسی مربوط به شغلش را یاد گرفت. یک بعدازظهر در زمستان همان سال، لی پیر شیفت چهار ساعته داشت؛ پس از جایگزینی کارمند قبلی، به منطقه مخازن رفت تا وضعیت خشکسازی مخازن نفت را بررسی کند و از نشت نفت در اثر یخ زدن شیرهای خشکساز جلوگیری کند. هنگامی که به مخزن شماره ۵۰۶ رسید، متوجه شد که شیر خشکساز باز نمیشود؛ در نتیجه حدس زد که آب موجود در گاز مایع داخل مخزن، باعث یخ زدن شیر خشکساز شده است. در چنین شرایطی، باید از بخار برای ذوب کردن یخ درون شیر استفاده کرد؛ زیرا با گذشت زمان و تجمع آب زیاد، احتمال پارگی شیر به دلیل یخزدگی وجود دارد. در هر محل قرارگیری لولهها در منطقه مخازن، یک شیر بخار وجود داشت که به یک لوله پلاستیکی بلند متصل بود. او یک لوله پلاستیکی برداشت و شیر بخار را باز کرد؛ اما چون لوله بسیار بلند بود، آب متراکم موجود در لولهها هنوز تخلیه نشده بود و بخار خارج نمیشد. او فکر کرد که میزان باز بودن شیر کم است، بنابراین آن را بیشتر باز کرد. وقتی آب متراکم کاملاً تخلیه شد، بخار ناگهان خارج شد و لوله پلاستیکی شروع به تکان خوردن کرد؛ او نتوانست لوله را به خوبی نگه دارد و آن افتاد. سر لوله مستقیماً به پای او فشار آورد و بخار داغ از طریق شلوار، پای او را سوزاند. پس از بهبودی، این جای زخم باقی ماند. “لی پیر گفت: «متوجه نشده بودم.» او نیز درباره حوادث زیادی شنیده بود که در آنها افراد به دلیل استفاده نادرست از بخار، دچار سوختگی شده بودند، اما فکر میکرد این اتفاقات برای دیگران رخ میدهد و هرگز آنها را جدی نگرفته بود. “حالا رنگ این جای زخم خیلی روشن شده، اما چون این اتفاق برای خودم افتاده، تأثیرش هنوز بسیار عمیق است و اغلب به یادم میآید؛ البته شاید دیگران آنقدر به آن اهمیت ندهند. امروزه بسیاری اینگونه هستند؛ وقتی اتفاقی برای دیگران میافتد، فقط گوش میدهند و سپس آن را فراموش میکنند و به ندرت درسی میگیرند. تا زمانی که همان اتفاق برای خودشان رخ ندهد، پشیمان نمیشوند. حرفهای آقای لی بر من تأثیر زیادی گذاشت. وقتی که ما به بررسی حوادث دیگران و تماشای ویدیوهای مربوط به آنها میپردازیم، واقعاً باید آنها را در ارتباط با کار خودمان در نظر بگیریم و به طور جدی از آنها درس بگیریم؛ نه اینکه فقط نسبت به صحنههای هولناک و پیامدهای حوادث، احساس ترحم کنیم یا چند کلمه تأسفآمیز بگوییم و بگوییم «حتماً باید از این حوادث درس بگیریم»، یا حتی آنها را به عنوان موضوع گفتگو در ساعات فراغت در نظر بگیریم. به این ترتیب، امکان یادگیری واقعی درسهای حوادث وجود ندارد. ما باید حوادثی که برای دیگران رخ میدهد را مانند زخمهای خودمان در نظر بگیریم.
همه میتوانند بنویسند، داستانهایی که در اطرافشان رخ میدهد را بنویسند و به دیگران بگویند
واقعاً خوب است؛ تبدیل شدن به یک مجموعه، برای همگان دارای ارزش هشداردهندگی و آموزشی است!
احتمال بروز حادثه در صورت استفاده نادرست از بخار بسیار زیاد است، بنابراین باید بسیار مراقب بود
در زمستان، احتمال بروز مشکلات مربوط به لولههای بخار نسبتاً زیاد است؛ بنابراین باید از همان ابتدا، یعنی در دوران کارآموزی، یاد گرفت که چگونه عملیاتها را به درستی انجام دهیم. این موارد شامل دانش پایهای مانند این است که برای باز کردن شیرها باید در چه موقعیتی قرار گرفت، چگونه آنها را باز کرد، و چگونه از بخار برای گرم کردن لولهها استفاده کرد.
فرستادن یک فرد بیتجربه برای کنترل کمربند بخار، تقریباً مانند فرستادن او برای کشتن است. یادم میآید وقتی تازه وارد کارخانه شدم، استادم به من گفت که هنگام راهاندازی بند نقاله، حتماً باید آن را با پای خود فشار داد؛ اگر این کار انجام نشود، قطعاً مشکلی پیش خواهد آمد. استفاده از دست نیز ممکن نیست، چون دست نمیتواند آن را نگه دارد؛ بنابراین تنها راه، فشار دادن آن با پاست.
استفاده از بخار میتواند به راحتی باعث سوختگی شود؛ من هم دستم را سوخته است.
نمیتوان کار را به صورت تصادفی انجام داد؛ بهتر است طبق روال مشخص عمل کرد
در واقع، زمانی که از حوادث دیگران درس میگیریم، باید فکر کنیم که آیا واقعاً درس گرفتهایم، آیا این موضوع واقعاً بر ما تأثیر گذاشته است، یا صرفاً مطلع شدهایم. فقط در مورد لوازم حفاظت فردی، موارد بیشماری وجود دارد؛ اما به دلیل استفاده نادرست یا حتی عدم استفاده از این لوازم، آسیبهایی مدام رخ میدهد. بنابراین، نحوه راهنمایی هر فرد برای داشتن رفتاری ایمن، یکی از اولویتهای اصلی کارکنان حوزه ایمنی است.
پا گذاشتن روی آن هم روش منطقیای نیست. بهتر است راهحل مشکل را از منشأ آن جستجو کرد و از ابزارهای مناسب برای نگه داشتن لولههای بخار استفاده کرد.
چیزهای زیادی هست که پس از التیام، دردشان فراموش میشود
امنیت موضوعی جزئی نیست؛ باید طبق دستورالعملها عمل کرد، هر بیدقتی درسی خونین است
دو روز پیش در تمرین آتشنشانی، سر آب با فشار بالا به پشت دستم برخورد کرد
من هم چند سال پیش یک بار سوختگی داشتم؛ هنگام نصب صفحات مسدودکننده روی لولههای بخار، مچ دستم به طور تصادفی به فلانج بخار برخورد کرد و سوخت. بنابراین باید به محافظت از دستها توجه کرد.
وقتی اتفاقاتی برای دیگران میافتد، فقط گوش میدهیم و میگذرانیم؛ به ندرت میتوانیم درسی بگیریم. تا زمانی که همان اتفاق برای خودمان رخ ندهد، پشیمان نمیشویم
امنیت واقعاً از کارهای کوچک شروع میشود و نباید کوچکترین بیدقتی وجود داشته باشد.
تنها خود فرد است که درد و رنج خود را میشناسد؛ بسیاری از چیزها نیز تنها زمانی برای فرد آموزنده خواهند بود که خودش آنها را تجربه کند. حوادث دیگران تنها میتوانند باعث دردهای موقتی شوند، و پس از آن…
تنها خود فرد است که درد و رنج خود را میشناسد؛ بسیاری از چیزها نیز تنها زمانی برای فرد آموزنده خواهند بود که خودش آنها را تجربه کند. حوادث دیگران تنها میتوانند باعث دردهای موقتی شوند، و پس از آن…