Thread Content
تقریباً چهار سال است که در زمینه لولهکشی فعالیت میکنم، اما هرگز پروژهای را به صورت سیستماتیک و کامل انجام ندادهام. اخیراً در مصاحبهها اغلب از من پرسیده میشود: در ابتدای هر پروژه، چگونه کار لولهکشی خود را آغاز میکنید و چه آمادگیهایی انجام میدهید. من فقط یک سر و دو دست دارم؛ معمولاً وقتی وارد پروژه میشوم، مجموعهای از اسناد مانند نقشههای چیدمان تجهیزات PID را به من میدهند تا آنها را بررسی کنم؛ سپس میگویند که در کدام بخش لولهکشی هنوز کامل نشده است و باید شروع به لولهکشی کنم. توانایی خلاصهکردن اطلاعات در خودم ضعیف است؛ هر بار در مصاحبه، پاسخهایم چندان رضایتبخش نیست. آیا کسی وجود دارد که بتواند به طور سیستماتیک این موضوع را توضیح دهد؟ از شما بسیار سپاسگزارم. با احساس شرمساری باید بگویم که پس از چهار سال هنوز نمیتوانم این موضوع را به خوبی توضیح دهم؛ بعد از مصاحبه هم احساس شرم زیادی میکنم. اما واقعاً در هر پروژه، پس از ورود به مراحل اصلی، همه چیز آماده میشود؛ فقط پس از دریافت Pid، اطلاعات بهروزرسانی میشود، و من هم چندان خلاصهای از آن تهیه نکردهام.
مسئلهی مهندسی این است که اگر کاری را انجام ندادهای، یعنی اصلاً انجام ندادهای؛ طبیعی است که نتوانی پاسخ دهی. البته الزامات استخدام آنها را هم میتوان از سؤالاتشان فهمید. اگر کار شما در زمینه لولهکشی فقط محدود به خود لولهکشی باشد و همانطور که گفتید، صرف بهبود و پیگیری کارهای مربوط به لولههای اصلی باشد، پس این چهار سال را کمی هدر دادهاید؛ چرا که توسعه لولهکشی در جهت بالادست مربوط به مواد لولهها است و در جهت پاییندست مربوط به تنشهای لولهها. تفسیر من این است که با پیشرفت کار لولهکشی، باید درباره مواد لولهها یاد بگیریم تا بتوانیم در ابتدا فهرستی از مواد مناسب تهیه کنیم؛ همچنین باید درباره تنشهای لولهها آموخت تا بتوانیم تحلیل تنشهای لولهها را انجام دهیم و بررسی کنیم که طرح خود قابل اجراست یا خیر. این برای تکمیل کامل یک پروژه در آینده ضروری است. آیا من خوششانسم؟ من به طور مکرر شغلم را عوض میکردم، بنابراین خوشبختانه فرصت پیدا کردم تا مسئولیت یک پروژه لولهکشی و یک دستگاه آزمایشی کوچک را بر عهده بگیرم؛ با انجام کل فرآیند، تمام جزئیات مربوط به لولهکشی را یاد گرفتم. البته بهای آن بسیار سنگین است؛ شانس همیشه اینقدر خوب نخواهد بود و همیشه لحظاتی پیش میآید که فرد در دام میافتد. الان شرایط بازار خوب نیست؛ من هم بیدقت عمل کردم و در مشکلات عمیق گرفتار شدم؛ رنجم غیرقابل تحمل است. اما این زندگی ارزشش را داشت؛ من تنها در یک سال، تمام کارهای مربوط به رشته لولهکشی را انجام دادم. زندگی همین است؛ چه چیز دیگری میتوان طلب کرد؟~
نمیتوان گفت که فقط یک بهروزرسانی و بهبود است؛ معمولاً هنگام ورود به پروژه، لولهکشیهای بزرگ و مدلهای کلی تجهیزات در دسترس هستند. چون شرکتهای بزرگ پروژههای مشابه زیادی دارند، در ابتدا مدلها کپی میشوند. من عمدتاً بر اساس نقشههای تجهیزات، مدلهای آنها را بهروزرسانی میکنم، بر اساس سیستم PID لولهکشیها را تنظیم میکنم و سپس شرایط پایه مانند موقعیت دریچهها، شرایط سکوها و نردهها، شرایط بارهای ساختاری و همچنین هماهنگی با بخشهای مربوط به تجهیزات فرآیندی، ابزارها و الکتریکی را در نظر میگیرم. پس از تأیید تمام شرایط، انتخاب ساختارهای لولهکشی و مواد مورد نیاز، و در نهایت جمعآوری نقشهها و اطلاعات مربوطه. در واقع، فکر میکنم همه کارها را انجام دادهام؛ شاید در زمینه مواد و تنشها دانش چندانی نداشته باشم. دلیل اصلی احتمالاً تقسیم کار بسیار دقیق است؛ بخشهای مخصوص مواد و تنشها وجود دارد، و من نیز فاقد آگاهی کافی برای یادگیری خودآموز هستم؛ کمی بیتفاوت هستم و پس از انجام کارهای روزمره، دیگر به یادگیری نمیپردازم. خلاصههای سیستم بسیار کم است، برای همین در مصاحبه با یک سؤال گیج میشوم و پاسخهایم ناقص و پراکنده است. همیشه به من یادآوری میشود که آیا اینها را از قبل مطالعه نکردهام، یا آن اطلاعات را نباید بدانم... به همین دلیل اینجا آمدهام تا بپرسم چگونه میتوانم بهتر به این سؤالات پاسخ دهم. از راهنماییهایتان سپاسگزارم
از اینکه میگویید کارتان را با دقت زیادی انجام میدهید و تقسیم کار نیز بسیار دقیق است، حدس میزنم شما در یک شرکت ساختمانی بزرگ یا یک موسسه طراحی کار میکنید، درست است؟ اگر کارمند رسمی هستید، بهتر است استعفا ندهید؛ الان شرایط خوبی نیست و نمیتوان کسی مناسب پیدا کرد. کار در شرکتهای کوچک نامنظم است و چندان استاندارد نیست؛ در واقع اوضاع خیلی خوبی نیست. اگر در ارتش سلطنتی باشیم، اگر شرکت مجبور به اخراج نکند، باید به بهبود وضعیت اقتصادی امیدوار بود؛ به نظرم شرکتهای کوچک واقعاً بینظم هستند، بهتر است در شرکتهای بزرگ ماند تا آرامش و راحتی بیشتری داشت~
یک موسسه طراحی بزرگ است؛ اولین شرکت، کارکنانش را اخراج کرد، چارهای نبود؛ دومین شرکت، کارکنانش را به خارج فرستاد؛ حالا که پروژه تمام شده، آنها به شرکت اصلی خود بازمیگردند
خب، من هم فکر میکنم ارتش امپراتوری باشد؛ چون فرصت کار به عنوان کارمند رسمی در آنجا واقعاً بسیار نادر است. . . . فرستاده شدن به خارج واقعاً در این زمان بدترین وضعیت را دارد؛ به دلیل ماهیت پروژههای ساختمانی، ارتش هوانگشیه محکوم به سرنوشت «کنار گذاشته شدن پس از اتمام کار» است. متأسفانه، پروژههایی که شما انجام میدهید بسیار جزئی هستند و بیشتر مناسب مؤسسات بزرگتر است؛ اما ورود به شرکتهای بزرگ آسان نیست. کارهای شرکتهای کوچک نیز سطحی است و نیاز به دانش چندجانبه وجود دارد، نه لزوماً دقت بیش از حد؛ زیرا حتی اگر بتوانید کار را به خوبی انجام دهید، خواهید دید که در شرکتهای کوچک وقت زیادی برای تکمیل جزئیات پروژه در اختیارتان قرار نمیگیرد. . . . مالک خیلی نگران است.
حرفت کاملاً درست است؛ کسانی که به شرکتهای بزرگ فرستاده میشوند، نمیتوانند با انجام پروژههای کوچک در همان شرکت، سریع پیشرفت کنند. افرادی که در همین شرکت کار میکنند میگویند که مجبورند مسئولیتهای زیادی را بر عهده بگیرند؛ اما در شرکتهای بزرگ، کافی است پروژهها مطابق برنامههای اصلی انجام شوند. در حال حاضر، من از رفتن به مصاحبهها هم میترسم
در شرکتهای بزرگ، کارهای زیادی تنها در زمینه ترسیم نقشهها و تهیه اطلاعات آماری انجام میشود؛ تصمیمات واقعی در مورد طرحها، از پیش توسط خود شرکت تعیین شدهاند. به عنوان مثال، انتخاب مواد و چیدمان لولهها، همگی بخشی از یک طرح جامع است که در آن بارهای وارد بر سازه نیز در نظر گرفته شدهاند. کاری که باید توسط افراد خارجی انجام شود، صرفاً بهبود این طرح است؛ یعنی فقط نیاز به زمانی برای ترسیم نقشهها و جمعآوری دادههاست. این کار، کاری فیزیکی ساده است؛ خستهکننده است و دستمزد آن نیز پایین است، اما حجم کار بسیار زیاد است.