HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

۱۶ جمله از کتاب کلاسیک «چوآن‌لو» اثر وانگ یانگمینگ، کتاب شگفت‌انگیز نخست در زمینه فلسفه قلب که به راحتی قابل درک است!

2016-12-02View Original

Thread Content

۲۰۱۶-۱۱-۲۶ yjwa5tx6t... برگرفته از «خواندن تاریخ»، ۷۴۰ بازدید، ۱۲۴ به صفحه خصوصی من منتقل شد، اشتراک در ویچات: | همان‌طور که همگان می‌دانند، وانگ یانگ‌مین فیلسوف، متفکر، سیاستمدار، ** و مربی بزرگ کشور ما است. او در تمام طول عمرش هم در زمینه اداره کشور و هم در زمینه جنگ‌ها شهرت داشت و به عنوان «سه بی‌مرگ واقعی» شناخته می‌شد. سهم فکری او به‌ویژه برجسته بود و او یکی از تأثیرگذارترین فیلسوفان دوران سلسله مینگ بود؛ تأثیرات او فراتر از آن دوران نیز ادامه یافت و در سراسر جهان رواج یافت. در تاریخ، وانگ یانگ‌مینگ (کسی که فلسفه قلب را به اوج رساند) همراه با کنفوسیوس (بنیانگذار فلسفه کنفوسیوسی)، منچیوس (کسی که فلسفه کنفوسیوسی را به اوج رساند) و ژو شی (کسی که فلسفه نظری را به اوج رساند)، در مجموع «کنفوسیوس، منچیوس، ژو شی و وانگ یانگ‌مینگ» نامیده می‌شوند. وانگ شو‌رن (۳۱ اکتبر ۱۴۷۲ – ۹ ژانویه ۱۵۲۹)، با نام مستعار یانگ‌مینگ. دانشمندان او را آقای یانگ‌مینگ می‌نامند و وانگ یانگ‌مینگ نیز خوانده می‌شود. “روح اساسی فلسفه لی‌زم در دوران سلسله مینگ، یانگ‌مینگ است؛ و روح اساسی فلسفه قلبی یانگ‌مینگ، «وجدان» است. و اثری که روحیه وجدان وانگ یانگمینگ را به طور متمرکز نشان می‌دهد، «چوان‌لو» است. ” بنابراین، برای شناخت وانگ یانگ‌مینگ، ابتدا باید «سنت‌ها و یادداشت‌ها» را مطالعه کرد تا جوهر افکار او را درک نمود. ۰۱: قلبی فروتن، و ذهنی بزرگوار. تحلیل: در «کتاب چوئی» آمده است: قانون آسمان، کاهش فراوانی و افزایش فروتنی است؛ قانون زمین، تغییر فراوانی و جریان به سوی فروتنی است؛ قانون ارواح و خدایان، آسیب رساندن به کسانی که فراوانی دارند و نعمت دادن به کسانی که فروتن هستند؛ قانون انسان‌ها نیز، نفرت از کسانی که فرا حرکت مداوم آسمان و زمین، و پیشرفت بی‌وقفه انسان، همگی مدیون راه «فروتنی» است. فروتنی، تظاهر ساختگی نیست، بلکه نوعی رویکرد است که هرگز راضی نمی‌شود، همواره به پیش می‌رود و در تلاش برای قوی‌تر شدن است. و قلبی بزرگ و مهربان، نه تنها نشانه‌ای از بلوغ و وقار یک فرد است، بلکه روشی عالی برای مدیریت بهتر روابط انسانی نیز محسوب می‌شود. ۰۲: ارزش آن در عدم ارتکاب خطا نیست، بلکه در توانایی اصلاح خطاست. تحلیل: همه انسان‌ها مرتکب اشتباه می‌شوند؛ این راهی ضروری برای رسیدن به بلوغ و موفقیت است، اما باید در شناسایی اشتباهات و اصلاح آن‌ها ماهر باشیم. از کنفوسیوس تا وانگ یانگمینگ، همگی بر «شناخت اشتباه و اصلاح آن» تأکید داشتند. کنفوسیوس، یان هوئی را به خاطر اینکه «دوباره همان اشتباه را تکرار نمی‌کرد»، ستود؛ اینکه فرد دوباره همان اشتباه را مرتکب نشود، کار بسیار قابل تحسینی است. بنابراین، باید نسبت به اشتباهات خود جدی باشیم و به موقع درباره‌شان تأمل کرده و آن‌ها را اصلاح کنیم. و در مورد اشتباهات دیگران، تا زمانی که بتوانند به موقع آن‌ها را اصلاح کنند، ما نیز باید بلد باشیم که ببخشیم. ۰۳: در سینه هر انسانی یک قدیس وجود دارد؛ اما هر کس فقط به توانایی‌های خودش اعتماد می‌کند، خود را نابود می‌کند. تحلیل: این جمله سه لایه معنا دارد. لایه اول: در قلب هر کسی یک قدیس وجود دارد؛ هر کسی می‌تواند قدیس شود و مانند یائو و شون باشد. فقط به خاطر شرم از خود، فکر می‌کنند که نمی‌توانند قدیس شوند و پس می‌کشند ; لایه دوم: «قدیسان» در درون ما هستند؛ برای اینکه کسی بتواند قدیس شود، باید به درون خود نگاه کند، به وجدان خود رجوع کند و به دنبال قوانین حاکم بر همه چیز باشد ; سطح سوم: «قدیسان» درون ما اغلب توسط رفتارها و باورهای نادرست خودمان پنهان و مخفی می‌شوند؛ برای اینکه کسی بتواند قدیس شود، باید آن رفتارها و باورهایی را که مانع دیدن حقیقت درونی می‌شوند، از بین ببرد. ۰۴: کسی نیست که بداند اما عمل نکند. دانستن بدون عمل، همان ندانستن است. تحلیل: چرا گاهی اوقات، با اینکه یک اصل خوب را درک می‌کنیم، اما آن را به عمل نمی‌آوریم؟ در این باره، وانگ یانگمینگ معتقد بود که تنها یک دلیل وجود دارد؛ آن این است که فرد تنها به این اصل آگاه شده، اما واقعاً با «قلب» خود آن را درک نکرده، و مزایای عمل کردن بر اساس آن را درک نکرده است. جالب اینجاست که سقراط، فیلسوف بزرگ یونانی، معتقد بود که هیچ کس عمداً کار بدی انجام نمی‌دهد؛ شر تنها از نادانی نشأت می‌گیرد. اگرچه وانگ یانگ‌مینگ از «شر» سخن نگفت، اما دیدگاهش مشابه سقراط بود. بر اساس این دیدگاه، اگر فرد واقعاً بفهمد که چه چیزی خوب و نیکوست، قطعاً آن را انجام خواهد داد. اگر او اقدامی نکرده، دلیلش تنها یکی است: او به‌طور واقعی خوبی را و همچنین فوایدی که آن عمل برای خودش و جامعه به همراه دارد، درک نکرده است ; به همین ترتیب، افراد بد نیز به دلیل ناآگاهی از خوبی، یا عدم درک واقعی فواید آن، کارهای بد انجام می‌دهند. ۰۵: انسان باید در کارها تحمل کند تا بتواند پایدار بماند؛ هم در آرامش و هم در حرکت، ثابت بماند. تحلیل: کسی از وانگ یانگ‌مینگ پرسید: «وقتی آرام و بدون مشغله هستم، احساس خوبی دارم و تفکرم روشن است، اما به محض اینکه با مشکلی روبرو می‌شوم، سرم درگیر می‌شود و نمی‌دانم چگونه با آرامش با آن برخورد کنم. چرا اینطور است؟» ” وانگ یانگ‌مینگ گفت: «این به این دلیل است که تنها به استراحت فکر می‌کنی، اما تلاشی برای کنترل خود نداری.» انسان تنها با تمرین مداوم در کارهای عینی، می‌تواند هم در آرامش و هم در حرکت، ثبات داشته باشد. بنابراین، باید در عمل خود را بیشتر تقویت کنید تا دیده‌ها و تجربیات بیشتری کسب کنید؛ در این صورت، هنگام مواجهه با مشکلات دیگر وحشت‌زده نخواهید شد و می‌توانید با آرامش با آن‌ها برخورد کنید. اما اگر فقط به سکوت و تخیل علاقه دارید، این مانند علاقه یه گونگ به اژدهاست؛ در برابر مشکلات همچنان مضطرب خواهید شد و هرگز پیشرفتی نخواهید کرد. آن تمرین تأمل، در ظاهر نشان‌دهنده خویشتن‌داری است، اما در واقع باعث سستی و غرق شدن می‌شود. ” ۰۶: یادگیری مستلزم بازنگری در خود است. اگر تنها دیگران را سرزنش کنیم، فقط اشتباهات آن‌ها را می‌بینیم و اشتباهات خودمان را نمی‌بینیم. اگر بتوانیم به خود نگاه کنیم، آنگاه خواهیم دید که کارهای بسیاری در ما ناتمام است؛ پس چه فرصتی برای سرزنش دیگران وجود دارد؟ تحلیل: دوستی هست که اغلب به خاطر عصبانیت، دیگران را سرزنش می‌کند. وانگ یانگ‌مینگ به او تذکر داد که در یادگیری باید به خود بازنگری کرد. اگر فقط به سرزنش دیگران بپردازیم، تنها می‌توانیم اشتباهات آن‌ها را ببینیم و به نقص‌های خود پی نبریم. اگر بتوانیم به خود نگاه کنیم و متوجه شویم که هنوز نقص‌های زیادی داریم، چه زمانی برای سرزنش دیگران خواهیم داشت؟ وانگ یانگمینگ مثالی زد و گفت: همه می‌دانند که شون برادری به نام شیانگ داشت که اخلاق بسیار بدی داشت و بارها سعی کرد شون را بکشد، اما شون هرگز او را سرزنش نکرد، بلکه همچنان از او مراقبت و محبت کرد. شون چرا باید این کار را انجام دهد؟ وانگ یانگمینگ می‌گوید، اگر شون مصمم باشد رفتار بد شیانگ را اصلاح کند، تنها نقاط ضعف شیانگ را خواهد دید. شما فکر می‌کنید، آیا کسی مانند شیانگ که اینقدر مغرور است، حاضر خواهد بود اشتباهاتش را بپذیرد؟ در عوض، او فقط شدیدتر خواهد شد. و شون با نیکی به کینه پاسخ داد تا فرصتی برای تأثیرگذاری بر او پیدا کند. دوست با شنیدن این سخنان، بسیار شرمنده شد. ۰۷: روح ناپنهان است؛ تمام قوانین در آن وجود دارند و همه چیز از آن سرچشمه می‌گیرد. خارج از قلب، هیچ قانونی وجود ندارد؛ خارج از قلب، هیچ چیزی نیست. تحلیل: «شویینگ‌لینگ» در اصل به حالت هرج و مرج و اولیه جهان کیهانی اشاره دارد؛ معنای گسترده‌تر آن، بازگشت انسان به سادگی و واقعیت است و نشان‌دهنده‌ی حقیقت، خیر و زیبایی انسان می‌باشد. در نظر وانگ یانگ‌مینگ، «شوئی‌لینگ» احتمالاً معنایی مشابه با «وجدان» دارد. معنای این جمله این است که هنگامی که فرد به حالت «خالصاً مبتنی بر قوانین طبیعی»، «خلوص و آرامش کامل» یا «رسیدن به آگاهی درونی» برسد، یعنی وقتی قلب فرد کاملاً آرام، متمرکز و خلوت شود، آنگاه قوانین تمام چیزها به طور خودکار آشکار خواهند شد. بنابراین، فراتر از قلب هیچ عقلی وجود ندارد، فراتر از قلب هیچ چیزی وجود ندارد. همه چیز در «درون» ماست؛ هر کسی که به دنبال چیزهای بیرونی باشد، در حال جستجوی چیزی است که در دسترس نیست. ۰۸: ماهیت وجود، فاقد نیت خوب یا بد است؛ اما اعمال، دارای نیت‌های خوب یا بد می‌باشند. شناخت نیک و بد، وجدان است؛ انجام نیک و دوری از بد، کاوش در حقایق است. تحلیل: قلب در اصل فاقد افکار خوب و بد است. وقتی افکار خوب و بد وجود دارند، آن همان فعالیت ذهنی شماست. اگر وجدان داشته باشیم، می‌دانیم چه چیزی نیکوست و چه چیزی بد، و تنها کارهای نیکو انجام داده و اعمال بد را کنار می‌گذاریم. وانگ یانگ‌مینگ جوهره «فلسفه قلب» را در این ۴ جمله و ۲۸ کلمه خلاصه کرد. او معتقد است که «وجدان» هسته اصلی قلب است؛ وضعیتی که در آن نه خیری وجود دارد و نه شر، یعنی قلبی که تحت تأثیر خواسته‌ها و منافع شخصی قرار نگرفته است. این همان «قانون طبیعی» است؛ در حالتی که هیچ احساسی وجود ندارد، وضعیت «نه خیری و نه شر» حاکم است، و این همان حالتی است که ما به دنبال آن هستیم. اما وقتی که فعالیت‌های ذهنی ایجاد می‌شوند، این افکار به اشیاء اضافه می‌گردند و در نتیجه، این افکار دارای تفاوت‌های خوب و بد می‌شوند. وقتی افکار بد در ذهن شکل می‌گیرند، قضاوت انسان اغلب اشتباه می‌شود؛ یعنی «حرکت اراده» نادرست می‌گردد. در چنین شرایطی، فرد نمی‌تواند خوب و بد را به درستی تشخیص دهد؛ بد را خوب و خوب را بد می‌پندارد. در نتیجه، «وجدان» او نیز دچار اشتباه می‌شود. در این هنگام باید به درون خود نگاه کرد و تلاش کرد تا ذهن خود را به حالتی برسانیم که در آن نه خیری وجود داشته باشد و نه شر. تنها با بازگشت به حالتی بدون خیر و شر است که می‌توان وجدان صحیحی داشت و به درستی به بررسی امور پرداخت. تا زمانی که از طریق تأمل و کشف حقایق، به قلبی بدون خودخواهی و میلات دنیوی دست یابیم، «عقل» موجود در قلب، در واقع همان «عقل» موجود در تمام چیزهای جهان است. ۰۹: پایبندی به آرمان، همچون درد قلب است. وقتی ذهن دردگرفته، از کجا وقتی برای حرف‌های بی‌مورد و دخالت در امور دیگران باشد؟ تحلیل: داشتن ایمان به وجدان پاک و تلاش برای رسیدن به بهترین حالت، مانند دردی در قلب است که همواره فرد را به بازنگری در خود، داشتن افکار نیک و انجام کارهای خوب تشویق می‌کند؛ در نتیجه، ذهن فرد دیگر مشغول چیزهای دیگر نخواهد شد. ۱۰: با برانگیختن افکار نیک، آن را درک کرده و آن را پر می‌کنیم ; وقتی افکار بد پدیدار می‌شوند، آن‌ها را می‌شناسیم و مهارشان می‌کنیم. تحلیل: هنگامی که اندیشه‌های خوب در ذهن شکل می‌گیرند، باید آن‌ها را شناسایی کرد و سپس گسترش داد ; هنگامی که افکار بد در ذهن شکل می‌گیرند، باید متوجه آن‌ها شد و جلویشان را گرفت. شناختن، گسترش دادن و مهار کردن، همان عزم است؛ این خردی است که آسمان به ما عطا کرده است. قدما می‌گفتند، پیروی از خیر مانند صعود کوه است و پیروی از شر مانند فروپاشی کوه؛ یعنی عمل کردن بر اساس افکار نیک خود، به همان سختی صعود کوه است و نیازمند ایمان و پشتکار مداوم است ; اما عمل کردن بر اساس افکار شرورانه خود بسیار آسان است، درست مانند فروپاشی کوه، که ناگهان رخ می‌دهد. بنابراین وانگ یانگمینگ می‌گوید، هنگامی که افکار خوب در ذهن شکل می‌گیرند، باید به موقع آن‌ها را تشخیص داد و آن‌ها را تقویت کرد تا در نهایت به اعمال خوب تبدیل شوند ; و هنگامی که افکار بد در ذهن پدید می‌آیند، باید به موقع متوجه شد و هرچه زودتر آن‌ها را مهار کرد. وانگ یانگ‌مینگ گفت: این همان راه تکامل خود در میان قدیسان است. منطق ساده است، اما عمل به آن آسان نیست. ۱۱: بزرگترین بیماری زندگی، همان کلمه‌ی غرور است. تحلیل: کلمه‌ی «غرور»، بزرگترین نقص در زندگی ماست. غرور فرزندان، حتماً به معنای بی‌احترامی است ; غرور والدین، حتماً منجر به بی‌مهری می‌شود ; تکبر در رابطه‌ی دوستانه، حتماً به وعده‌ها پایبند نخواهد بود. “«غرور» در تضاد با «فروتنی» است؛ وقتی کسی غرورگین می‌شود، از برقراری رابطه با دیگران خودداری می‌کند و در حوزه یادگیری نیز دیگران را تحقیر می‌کند، گویی خودش بسیار برتر از دیگران است. بنابراین، وانگ یانگ‌مینگ به مردم هشدار داد: «فروتنی بنیان تمام نیکی‌هاست و غرور سرآمد گناهان.» ”۱۲: این وجدان، در هر انسانی وجود دارد. قدیس تنها با حفظ بی‌هیچ مانعی، با دقت و توجه فراوان، و به طور مداوم، در حال یادگیری است. تحلیل: چه انسان‌های خردمند و چه افراد نادان، همگی دارای وجدان و توانایی‌های لازم هستند. تفاوت اینجاست که قدیس تنها آن را حفظ می‌کند و اجازه نمی‌دهد مورد هیچ گونه گمراهی قرار گیرد؛ با دقت و تلاش فراوان، وجدانش همواره پابرجاست؛ این نیز خود بخشی از تعالی روحانی است. همه می‌توانند آن را یاد بگیرند. ۱۳: قلب انسان، ژرفایی بی‌انتهاست. ماهیت قلب، چیزی را از خود مستثنی ندارد؛ در واقع، خودش یک آسمان است. اگر تنها به خاطر خواسته‌های شخصی مانع ایجاد شود، هسته اصلی آسمان از بین می‌رود. قوانین قلب بی‌پایانند، در واقع یک ژرفا هستند. اگر فقط برای خواسته‌های شخصی مسدود شود، هسته اصلی آن چاه از بین می‌رود. امروزه باید مدام به وجدان توجه کرد و این موانع را یکسره از بین برد؛ آنگاه هسته اصلی دوباره بازمی‌گردد و آنجا، فاصله‌ای بی‌پایان خواهد بود. تحلیل: قلب انسان، ژرفای آسمان و زمین است. طبیعت انسان و آسمان یکی هستند؛ هر آنچه که در آسمان وجود دارد، همان‌ها در قلب انسان نیز وجود دارد. ویژگی‌های آسمان، همان محتوای اصلی درون قلب انسان است. ماهیت قلب همه چیز را در بر می‌گیرد؛ خودش در واقع یک آسمان است. فقط به دلیل تاریکی خواسته‌های شخصی، چهره واقعی آن از بین رفته است. منطق درون قلب پایانی ندارد؛ خودش یک ژرفاست، اما به دلیل میل‌های شخصی، چهره واقعی آن گم می‌شود. امروزه، با توجه مداوم به وجدان، هرگونه تاریکی و مانع را کاملاً از بین ببریم؛ آنگاه ماهیت واقعی قلب بازخواهد یافت و قلب دوباره به دریایی بی‌کران تبدیل خواهد شد. ۱۴: فقط بدانید، چگونه باید به یاد داشت؟ باید دانست که این دیگر به معنای دوم تبدیل شده است. تا زمانی که خود وجود اصلی را بشناسی. اگر فقط بخواهد به یاد داشته باشد، نخواهد فهمید ; اگر فقط بخواهد بداند، نمی‌تواند ماهیت واقعی خود را درک کند. تحلیل: دوستی از وانگ یانگ‌مینگ پرسید: «اگر هنگام مطالعه نتوانم مطالب را به خاطر بسپارم، چه کار باید کرد؟» ” وانگ یانگ‌مینگ گفت: «اگر چیزی را درک کرده‌ایم، چرا باید آن را به خاطر بسپاریم؟» بدانید که نه تنها به خاطر سپردن، بلکه درک نیز فقط امری ثانویه است؛ مهم‌ترین چیز، روشن کردن هسته وجود خود است. اگر فقط بخواهیم به خاطر بسپاریم، نمی‌توانیم درک کنیم ; اگر تنها به درک بپردازیم، نمی‌توانیم ماهیت وجود درونی را روشن سازیم. ” به طور خلاصه، هدف از مطالعه، بیدار کردن وجدان درونی ماست؛ یعنی یادگیری نحوه استفاده از اصول مندرج در کتاب‌ها برای رشد خودمان، نه یادگیری یک کلمه یا جمله. ۱۵: وجدان، جن خالق است. ای پریان، از آفرینش تا پایان جهان، چه به شکل ارواح و چه به شکل امپراتوران، همگی از اینجا سرچشمه می‌گیرند؛ واقعاً بی‌همتا‌اند. اگر کسی دوباره آن را به طور کامل و بدون هیچ کمبودی به دست آورد، ناخودآگاه شادمان خواهد شد و نخواهد دانست که در جهان چه لذتی می‌تواند جایگزین آن شود تحلیل: وجدان، جن الهام است. این ارواح، آسمان و زمین را پدید آوردند و ارواح شیطانی و خدایان را خلق کردند؛ همه چیز از آن سرچشمه می‌گیرد و هیچ چیز نمی‌تواند با آن مقایسه شود. اگر انسان بتواند وجدان خود را به طور کامل بازیابی کند، بدون هیچ نقصی، طبیعتاً شادمان خواهد شد؛ در این جهان چه لذت دیگری می‌تواند جایگزین آن شود؟ ۱۶: کسی که درخت می‌کارد، باید ریشه‌های آن را پرورش دهد؛ کسی که فضیلت می‌پروراند، باید قلب خود را نگهداری کند. تحلیل: وانگ یانگ‌مینگ در نامه‌ای که برای پسرش نوشت، گفت: «در هر کاری که انجام می‌دهیم، در قلبمان…» ; قلب مهربان، انسان نیکوست ; قلبی شرور، از جنس موجودات خطرناک است. همچون میوه درخت، قلب ساقه‌اش است ; اگر تیرک خراب شود، میوه حتماً خواهد افتاد. ” این توصیف بسیار واضحی است؛ قلب، ریشه ماست. آن مانند دمگل میوه است؛ اگر دمگل خراب شود، میوه‌ای که تولید می‌شود قطعاً بالغ نخواهد شد و خواهد افتاد ; اگر قلب خراب شود، وجدان ما نیز سالم نخواهد ماند. به طور خلاصه، قلب پایه و اساس تربیت اخلاق و انجام کارهاست. مهم‌ترین چیز در زندگی و انجام کارها، «پرورش قلب» و کشف وجدان واقعی است. وقتی که درون یک انسان، افکار بد بر افکار خوب غلبه کند، رفتارهای بدی از او سر می‌زند ; اگر ذهن یک فرد ناپایدار و بی‌ثبات باشد، نمی‌تواند کاری انجام دهد.
Reply #22016-12-02
خیلی خوب، باید به آرامی درکش کرد...
Reply #32017-02-10
خوشبودن زندگی و رفاه، در واقع به این بستگی دارد که درون فرد شاد باشد یا نه
Reply #42017-03-03
کسی که درخت می‌کارد، باید ریشه‌های آن را پرورش دهد؛ کسی که فضیلت می‌پروراند، باید قلب خود را تقویت کند.

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.