Thread Content
بر اساس گزارش «بررسی کارکنان کیفیت» که پیشتر توسط انجمن کیفیت آمریکا منتشر شد، تعداد زیادی از کارکنان کیفیت در شرکتهای چینی، نقش «خاموش کردن آتش پس از وقوع حادثه» را ایفا میکنند. کلیت شرایط کاری رضایتبخش نیست و به کار نیز توجه کافی نمیشود. خب، برخی میگویند: «کیفیت همان خاموش کردن آتش است»، نظر شما چیست؟ در بخش نظرات پایین، نظر خود را بنویسید. ۱. خاموش کردن آتش به موقع بسیار دشوار است. «شما را نگه داشتم، اما هیچ کاری انجام ندادم.» ” یک جمله تصادفی از سوی رئیس، باعث شد لی مینگ که مدیر بخش کیفیت بود، به شدت آسیب ببیند. “کار فعلی من بسیار غیرفعال است. ”لی مینگ گفت که کار روزانه در حل مشکلات کیفیتی است که قبلاً پیش آمدهاند و از نظر زمانی دیر شدهاند؛ تعداد مشکلاتی که هر روز رخ میدهد، یک عدد ناشناخته است. کنترل نرخ تولید مستقیماً امکانپذیر نیست؛ همه چیز به کیفیت تجهیزات و مواد خام بستگی دارد. به طور کلی، وجود یا عدم وجود مشکلات کیفیتی را سرنوشتی میدانم؛ من فقط میتوانم نقش یک «آتشنشان» را ایفا کنم، و نمیتوانم از رئیسم بابت این حرفها شکایت کنم. مانند لی مینگ، «آتشنشان» تصویری از وضعیت کاری افراد فعال در حوزه کیفیت است. بخش کیفیت باکیفیت، میتواند به شرکتها کمک کند تا از طریق «کاهش هزینهها»، رشد و بهبود عملکرد خود را دستیابی کنند. اما در بسیاری از شرکتهای کشور ما، بخش کنترل کیفیت به عنوان یک مرکز هزینه در نظر گرفته میشود، نه یک مرکز سودآوری که بتواند به شرکت منافع اقتصادی ببرد. البته، درک کارکنان مسئول کیفیت از مفهوم کیفیت و الزامات مربوط به تواناییها و ویژگیهای لازم برای کارکنان فعال در زمینه کیفیت، همچنین برنامهریزی شغلی و نقش این نوع کارکنان در سازمان، در مقایسه با کشورها و مناطق پیشرفته خارجی، هنوز فاصله زیادی وجود دارد. در عین حال، حتی در نقش آتشنشان نیز، انجام واقعی کار «نجات و خاموش کردن آتش» دشوار است. زیرا در وضعیت فعلی شرکتها، آنها به دلیل رقابت با سایر شرکتها، در زمینههای مختلفی مانند قیمت، زمان تحویل و عملکرد، تحت فشار قرار دارند؛ بنابراین مدیران شرکتها اغلب با مشکلاتی روبرو میشوند: یعنی باید بین کیفیت و زمان عرضه تصمیم بگیرند ; کیفیت یا تحویل سفارش مشتری؟ ; انتخاب دشواری بین کیفیت و کنترل هزینههای محصول و سایر جنبهها. و بخش کیفیت، به عنوان یک مرکز هزینه، اغلب در چنین تصمیماتی به چیزی تبدیل میشود که میتوان آن را فدا کرد. بنابراین، در قبال مشکلاتی که بعداً پیش میآیند، کارکنان بخش کیفیت نیز تنها میتوانند تا جایی که امکان دارد، برای رفع آنها تلاش کنند؛ اما اغلب چنین مسائلی با توانایی یک بخش خاص قابل حل نیست و کارکنان بخش کیفیت باید برای حل آنها، اقدام به هماهنگی بین بخشهای مختلف کنند. در نهایت، اغلب کارکنان بخش کیفیت مجبور میشوند با وضعیت دشواری روبرو شوند؛ یعنی باید به نبرد بپردازند، اما هیچ اختیار، سلاح یا کمکی در اختیار ندارند. ۲. تفاوتهای زیاد بین شرکتها؛ چیزی که باعث میشود بسیاری از کارکنان مسئول کیفیت در موقعیتهای دشوار قرار بگیرند، فقط نقش «آتشنشانها» نیست، بلکه عدم تعادل در درک وضعیت نیز همینطور است. بنا بر گفتهها، وضعیت شغلی شرکتهای مختلف در صنایع متفاوت و حتی در انواع مختلف شرکتها، همچنین کارکنانی که در زمینه کیفیت فعالیت میکنند، نیز متفاوت است. در عین حال، عملکرد شرکتها و کارکنان متخصص آنها در شهرها و مناطق مختلف نیز تفاوتهای قابل توجهی دارد. کارشناسان میگویند که برای شرکتهایی با سرمایه خارجی، سرمایه یکپارچه یا شرکتهای صادراتمحور، سیستم مدیریت کیفیت آنها در داخل کشور، در واقع بخشی از سیستم جهانی مدیریت کیفیت آنهاست. فرآیندهای کاری، فرآیندهای کیفیت و فرآیندهای بازرسی آنها، پیش از ورود به چین، مورد آزمایش قرار گرفتهاند؛ همچنین، آموزش نیروی کار و برنامهریزی شغلی نیز به صورت سیستماتیک و برنامهریزیشده انجام میشود. در چنین سازمانهایی، کارکنان تنها بخشی از یک سیستم بزرگتر هستند؛ بنابراین، نقش، جایگاه و قدرت تصمیمگیری کارکنان مسئول کیفیت نیز تضمین میشود. و شرکتهای صادراتی که روابط تجاری نزدیکی با کشورهای خارجی دارند، نیز از طریق تعامل مداوم و چالشهای پیش آمده با مشتریان خارجی، به اهمیت کیفیت و نقش کارکنان مسئول کیفیت پی بردهاند؛ بنابراین کار کارکنان مسئول کیفیت در این شرکتها نسبتاً آسانتر است. اما برای سایر شرکتها یا شرکتهای منطقهای، این تفاوت همچنان قابل مشاهده است؛ گاهی به دلیل تفاوتهای کیفیت نیروی کار در مناطق مختلف، گاهی به این دلیل که شرکت در مرحلهای قرار دارد که اصلاً آگاهی لازم برای بقا از طریق کیفیت را ندارد، و گاهی نیز به این دلیل که شرکت هنوز در مرحله کشف و پیشرفت است. ۳. واگذاری مسئولیتهای کیفیت: با پیشرفت و بالغ شدن فناوریهای تولیدی و مدیریتی در شرکتها، روشها، ابزارها و روشهای تحلیلی مربوط به مدیریت کیفیت که در اختیار کارکنان و بخشهای مسئول کیفیت است، در آینده باید توسط سایر بخشهای سازمان نیز فرا گرفته شده و به طور مستقیم مورد استفاده قرار گیرد. به عبارت دیگر، مزیتهای رقابتی اصلی که بخش کیفیت و کارکنان آن در حال حاضر دارند، در آینده چیزهایی خواهند بود که سرپرستان گروههای کاری نیز باید آنها را یاد بگیرند و بتوانند از آنها استفاده کنند. مسئولیت کیفیت، بدین ترتیب از کنترل یک بخش واحد مسئول کیفیت، به مسئولیت واقعی تمام کارکنان و تمام بخشها تغییر یافت. “در چارچوب چنین روندهای توسعهای، در کشورهای خارجی، در برخی از شرکتها حتی در دفاتر مرکزی آنها، دیگر بخش مرکزی کنترل کیفیت یا سمت مدیر کیفیت وجود ندارد؛ بلکه مسئولیت کیفیت بیشتر به بخشهای عملیاتی مربوطه واگذار شده است. ”کارشناسان میگویند که باید طراحان مسئولیت مدیریت کیفیت طراحی را بر عهده بگیرند ; کارکنان تولید، مسئولیت مدیریت کیفیت تولید را بر عهده دارند. به عنوان بخشی از استراتژی کلی شرکت، استراتژی مدیریت کیفیت نیز از همان ابتدا توسط مدیران سازمان در سطح تصمیمگیری، به صورت یکپارچه در برنامهریزی استراتژیک کلی شرکت طراحی و پیادهسازی شده است. - پایان
در واقع باید از کنترل فرآیند شروع کرد؛ در حال حاضر اکثر کارها از طریق کنترل نهایی انجام میشود که جزو اقدامات احیایی پس از وقوع مشکل است. اما مدیریت کیفیت، نفوذ عمیقی به فرآیند تولید دارد.
واقعاً به همان چیزی رسید که در دل مردم است!
مدیریت کیفیت واقعاً کاری پردغدغه است؛ گاهی باید فریاد زد، و گاهی نیز باید بسیار محتاط بود. در زمان بررسی عملکرد سالانه، همیشه گفته میشود که این بخش در طول سال پیشرفت کرده است؛ سپس نیمی از پاداش شما کم میشود. اما در بخش طراحی، حتی اگر اشتباهات زیادی وجود داشته باشد، فقط صحبت میشود و پول همچنان به شما داده میشود……
حرفش کاملاً منطقی است؛ آیا عجیب نیست که برخی از شرکتهای کوچک امروزی اصلاً بخش کنترل کیفیت ندارند؟