HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

ساختار سازمانی ناسالم، خطر پنهانی برای وقوع حوادث جدی در زمینه ایمنی تولید است!

2016-12-12View Original

Thread Content

ساختار سازمانی ناسالم، خطر پنهانی برای وقوع حوادث جدی در زمینه ایمنی تولید است! در «مقررات موقت بررسی و مدیریت خطرات حوادث ایمنی در تولید» آمده است: خطرات حوادث، به معنای وضعیت‌های خطرناک مربوط به اشیاء، رفتارهای ناامن انسانی و نواقص مدیریتی است که در فرآیندهای تولید و کسب‌وکار، به دلیل نقض قوانین، مقررات، دستورالعمل‌ها، استانداردها و سیستم‌های مدیریت ایمنی توسط واحدهای تولیدی و کسب‌وکاری، یا به دلیل عوامل دیگر، می‌تواند منجر به وقوع حوادث شود. خطرات ناشی از حوادث به دو دسته خطرات معمولی و خطرات جدی تقسیم می‌شوند. از جمله: (۱) «خطرات عمومی»، به خطراتی گفته می‌شود که میزان آسیب‌زایی و دشواری رفع آن‌ها کم است و پس از شناسایی، می‌توان فوراً آن‌ها را برطرف کرد ; (۲) «خطرات جدی حادثه‌ای»، به خطراتی اطلاق می‌شود که خطرناک بوده و رفع آن‌ها دشوار است؛ لذا باید تولید و فعالیت‌ها به طور کامل یا جزئی متوقف شود و پس از گذشت مدتی برای رفع آن‌ها اقدامات لازم انجام گیرد. همچنین، این خطرات می‌توانند ناشی از عوامل خارجی باشند که باعث می‌شود واحدهای تولیدی و فعالیتی نتوانند خودشان آن‌ها را برطرف کنند. “خطر «سازماندهی ناسالم شرکت‌ها»، جزو دسته «نقص‌های مدیریتی» که تحت عنوان «خطرات حادثه‌ای» شناخته می‌شود، و همچنین جزو دسته «خطرات جدی با دشواری زیاد در رفع» که تحت عنوان «خطرات بزرگ» در نظر گرفته می‌شوند، قرار می‌گیرد. سازمان‌های ناسالم معمولاً دارای سه نوع «نقص» هستند: اول، فرآیندهای مدیریت سازمان فاقد استانداردسازی و قالب‌بندی مناسب هستند؛ دوم، ساختار سازمانی فاقد منطق علمی لازم است؛ سوم، رفتارهای «بیمارگونه» مدیران ارشد، که منجر به ارتقای آن‌ها در شرایط نامناسب می‌شود و باعث فروپاشی ساختار مدیریتی سازمان و بروز پدیده‌های غیرطبیعی می‌گردد. این امر خطرات جدی برای ایمنی تولید در سازمان ایجاد می‌کند. «نقص‌های» دو حوزه اول، خطرات جدی ندارند؛ به شرط آنکه از طریق سازماندهی دقیق، آموزش، مقایسه با استانداردها یا «استانداردهای» صنعتی، به طور عملی پیاده‌سازی شوند، می‌توان آن‌ها را به تدریج برطرف کرد ; اگر «نقص» در جنبه سوم ایجاد شود و سپس پس از سال‌ها فرآیندهای «پرورش، تقویت و گسترش» در ساختار نیروی انسانی، به دلیل روابط نامناسب و پیچیده بین مدیران ارشد، با گذشت زمان، منجر به فروپاشی کامل ساختار مدیریتی شود، این وضعیت آنقدر جدی خواهد بود که در نهایت در سازمان، «عدم پذیرش مسئولیت» و «دشواری در برقراری اخلاق حسنه» به وجود خواهد آمد ; اگر اشتباهات را تصحیح نکنیم، مشکلات فراوانی پدید می‌آید. ” وضعیت «حق بر باطل»، آسیب اساسی به مدیریت ایمنی تولید در شرکت‌ها وارد خواهد کرد؛ ترمیم آن در آینده بسیار دشوار خواهد بود و در برخی موارد حتی امکان جبران آن وجود نخواهد داشت. می‌گویند: «هرگاه از یک فرد دانا استفاده شود، سایر افراد دانا نیز به آنجا خواهند آمد؛ وقتی که افراد به دنبال الگوبرداری از افراد دانا باشند، این رفتار به یک سنت تبدیل می‌شود.» در مقابل، اگر مدیران با وجود نقص‌هایشان منصوب شوند و شرکت‌ها الگوهای منفی ایجاد کنند، این امر می‌تواند به رویکردهای صحیح در انتخاب و استفاده از افراد، و همچنین به پیشرفت شرکت‌ها و حتی حزب و کشور، آسیب جدی وارد کند. این تهدید بی‌اساس نیست؛ با نگاه کردن به شرکت‌هایی که دچار حوادث بزرگ، جدی و فوق‌العاده در زمینه ایمنی کار شده‌اند و نتایج «گزارش‌های بررسی حوادث» آن‌ها، با تحلیل دقیق می‌توان به خوبی درک کرد. رفتار مدیران ارشد ناکارآمد، معمولاً دارای ویژگی‌های زیر است: ۱. تصور اینکه نیازی نیست به قوانین، مقررات و استانداردها خیلی جدی باشیم؛ زیرا جدی بودن در این زمینه مانع از انجام کار می‌شود. دو: منافع اقتصادی همواره از ایمنی تولید مهم‌تر است؛ اگر مدام فقط به ایمنی فکر کنیم، چطور می‌توانیم زندگی کنیم و درآمد کسب کنیم؟ ; اگر واقعاً اتفاقی بیفتد، آن سرنوشت‌ساز است. سوم: «سیستم مسئولیت دوگانه برای هر پست» و «سیستم رد کردن تصمیمات با یک رأی»؛ فقط کافی است که مقامات بالاتر از آن‌ها مراقبت کنند. آیا انجام این کارها خسته‌کننده نیست؟ چهار: در مورد پیشنهادات و نظرات مربوط به ایمنی تولید، همواره آن‌ها را به عنوان ایرادگیری یا حتی چالش برای «اقتدار» او در نظر می‌گیرند. پنجم: رسیدگی به مشکلات و حوادث داخلی؛ «صدای زیاد، اما اثر کم»، روابط انسانی بر قوانین مقدم است؛ سیستم‌های پیگیری مسئولیت‌ها و اصل «عدم نادیده گرفتن هیچ حادثه‌ای» تنها به صورت تشریفاتی انجام می‌شود. شش: درون سازمان، مدیران ارشد به صورت مصنوعی تعیین شده و به طرق غیرمستقیم محافظت می‌شوند؛ مدیران میانی نیز هر کدام به تنهایی عمل می‌کنند؛ «مار راه خودش را دارد، لاک‌پشت راه خودش را دارد، موش نیز حفره می‌سازد»؛ به نظر می‌رسد که همه چیز آرام و بدون مشکل است، اما قانون جدید «امنیت کار» موضوعی است که ** و ** باید آن را مدیریت کنند. هفت: جلسات ایمنی تولید درون سازمانی نیز برگزار می‌شود، برخی حتی تعداد زیادی از آن‌ها را برگزار می‌کنند، اما در عمل اجرای آن‌ها ضعیف است ; اگر خستگی وجود دارد، خب بگذاریم؛ اما «مسئولیت‌پذیری» نباید زیاد باشد. «انسان به چهره و درخت به پوست نیاز دارد»؛ فقط کافی است گفته شود و مشکل مشخص گردد، وگرنه چه کسی تمایل به کار کردن خواهد داشت؟ هشت: نهادهای امنیتی و کارکنان امنیتی موجود، تنها باید فرمانبردار باشند؛ خودتان را بیش از حد مهم ندانید، بخش امنیتی خود را نیز بیش از حد مهم ندانید، و قدرت «رأی منفی» را نیز بیش از حد جدی نگیرید. نه: تک‌بعدی کردن قدرت – «اگر از من پیروی کنید، رونق خواهید داشت؛ اگر مخالفم شوید، نابود خواهید شد» – من از شما خوشم نمی‌آید؛ هر کاری که انجام دهید بی‌فایده است. حتی به طور مستقیم و با غرور می‌گویند: «من همین‌طورم؛ این‌گونه با شما رفتار خواهم کرد؛ شما چه کاری می‌توانید با من انجام دهید!» ”. چنین مدیران ارشدی در طول دوران حضور خود، قطعاً منجر به ایجاد یک محیط انسانی نامناسب و ساختار سازمانی ناسالم در شرکت خواهند شد. به دلیل اثرات ناشی از این ساختار سازمانی ناسالم، لازمه‌اش ایجاد سازمان‌ها و ساختارهای مدیریتی «بیمارگونه» خواهد بود؛ چنین سازمان‌ها و ساختارهایی، فاصله‌شان تا وقوع «حوادث بسیار جدی» بسیار کم است. این یک واکنش زنجیره‌ای است که مطابق با «قانون هاینریش» در مورد تأثیرات زنجیره‌ای است. مشکل اساسی در سطوح بالای مدیریت شرکت‌ها، عمدتاً در قالب ویژگی‌هایی مانند برتری قدرت بر نظام‌ها و رفتارهای خودخواهانه، انتخاب نادرست افراد، فدا کردن منافع بزرگ به خاطر مسائل کوچک، سرکوب، فشار، رفتارهای سلطه‌جویانه، و تساهل در برابر رفتارهای نادرست، ظاهر می‌شود. به‌ویژه، رویکردهای انسان‌محور بر رویکردهای استاندارد و قانونمند ترجیح داده می‌شود؛ حتی گاهی احترام به قوانین، انضباط، ساختار سازمانی و استانداردهای اخلاقی نادیده گرفته می‌شود. شایان توجه است که مخربان سیستم‌های داخلی شرکت‌ها، اغلب از همین گروه افراد با روابط ویژه هستند؛ آن‌ها نمی‌توانند به طور خودجوش و آگاهانه، الگو باشند و از «سیستم مدیریت ایمنی تولید شرکت» پیروی کنند. در چنین سازمان‌هایی، به طور اجتناب‌ناپذیری فضایی از سرزنش یکدیگر، دروغ‌گویی مداوم و عمل کردن در تناقض با دستورات شکل می‌گیرد و تشکیل گروه‌های کوچک نیز برای آن‌ها شرم‌آور نیست. فضای نامطلوب «فرهنگ و محیط سازمانی»، باعث می‌شود افراد واقعاً توانمند و صادق لازم برای رشد سازمان، به طور بی‌دلیل از بین بروند یا نتوان آن‌ها را جذب کرد؛ در نتیجه افرادی با استعداد متوسط، دارای نقص‌های اخلاقی، فاقد اخلاق، چاپلوس و فردی که از راه‌های فریبکارانه کار می‌کند، مرتباً مورد ترفیع و استفاده قرار می‌گیرند. در حالی که کارکنان مسئولیت‌پذیر، کسانی که تنها برای کار تلاش می‌کنند، فرصت و شانس کمی برای پیشرفت دارند. فرهنگ سازمانی مثبت تقریباً کاملاً از بین رفته است. باید مراقب بود که چنین شرکت‌های «غیرطبیعی» و «ناسالم» و مدیران اصلی آن‌ها، اغلب در برقراری روابط با مقامات بالاتر و ساختن شبکه‌های ارتباطی ماهر هستند و در فریب دادن دیگران نیز توانایی زیادی دارند؛ اما نسبت به کارکنان خود، رفتاری فرماندهانه دارند. از نظر ظاهری، کار آن‌ها بسیار جذاب به نظر می‌رسد و گاهی حتی دارای جلال و جذابیت زیادی هستند؛ اما در واقع، خطرات جدی که برای ایمنی و توسعه پایدار شرکت ایجاد می‌کنند، بسیار پنهان است. 【نتیجه‌گیری】 انتخاب، استفاده، نظارت و مدیریت صحیح مدیران ارشد سازمان‌ها بسیار مهم است؛ همچنین، ایجاد ساختارهای سالم در سازمان‌ها نیز اهمیت زیادی دارد. کلید حل مشکلات، در واقع، رعایت قوانین و ایجاد سیستم‌های مناسب است! صرف‌نظر از واقعیت، ما همچنان با امید فراوان انتظار داریم که مدیریت ایمنی تولید هرچه زودتر از «مه» خارج شود، حتی اگر این فرآیند بسیار دشوار و پرزحمت باشد. به عنوان مدیر ارشد یک سازمان، اگر فردی نادرست و بی‌اخلاق باشد و ساختار سازمانی را خودش شکل دهد، آیا می‌تواند این سازمان به یک خطر پنهان و جدی برای ایمنی تولید تبدیل نشود؟
Reply #22016-12-12
سوءاستفاده و بی‌توجهی به اقدامات پیشگیرانه، مشکلات امنیتی را از سهل‌انگاری نشأت می‌دهد~~~~
Reply #32016-12-12
امروزه شرکت‌های زیادی وجود دارند که تنها به مقیاس تجهیزات خود توجه کرده و رشد یک‌جانبه دارند
Reply #42016-12-12
یک تیم مدیریتی خوب، می‌تواند مشکلات را به موقع و به شکل مؤثری حل کند. پس از کشف خطرات یا حوادث، زمان‌بندی اولویت اول است
Reply #52016-12-12
چنین سازمان‌های عجیب و غریب مدیریت امنیتی، در کسب‌وکارهای کوچک و متوسط به وفور یافت می‌شوند
Reply #62016-12-12
این پدیده همچنان در شرکت‌های خصوصی وجود دارد و وضعیت آن‌ها نگران‌کننده است.
Reply #72016-12-12
یاد گرفتم، ممنون بابت به اشتراک گذاشتن...

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.