Thread Content
یوجیاآوو·افکار پاییزی، دوران سلسله سونگ، نویسنده: فان ژونگیان، متن اصلی: در پاییز، مناظر در مناطق مرزی متفاوت است؛ هنگیانگ نیز بدون توجهی، اردکهایش را میبرد. صدای باد از چهار سو به گوش میرسد؛ در میان هزاران تپه، دودهای غلیظ و خورشید غروبکننده، شهر تنها در بند است. یک جام شراب کدر، خانه در هزاران مایل دور؛ تا زمانی که نشان پیروزی بر روی سنگهای یانران حک نشود، راه بازگشتی وجود ند نوای ساز قیانگ در هوای سرد، زمین را پوشانده؛ مردم نمیتوانند بخوابند؛ ژنرالها موهای سفید دارند و سربازان اشک میریزند. من بهویژه اشعار فرماندهان نامداری چون فان شیانگ و شین چیجی در دوران سلسله سونگ را دوست دارم؛ ادیبانی که در میدانهای نبرد جنگیدند تا وطن خود را حفظ کنند، آن فضای شعری، قطعاً برای ساختن اشعار غمانگیز نیست؛ اگر من در آن زمان متولد میشدم، قطعاً آنها را الگوی خود میگرفتم~ یک لیوان شراب تلخ، در حالی که خانه هزاران مایل دور است… چقدر آزادانه و پرشور؛ حسادت میکنم!
چرا نام این قالب شعری «یوجیاآو» است؟ آیا توسط ماهیگیران ساخته شده است؟
یک لیوان شراب کدر، خانهام هزاران مایل دور؛ چقدر آزادمنشانه، پرشور… آیا حسادت میکنم؟ ! آنچه میبینم، تنهایی، بیپناهی و سرگشتگی است
فراتر رفتن، دوباره در واقعیت به نظر میرسد! :(:):)
راستش را بخواهید، وقتی در دبیرستان بودم هم از نامهای این اشکال شعری سردرگم بودم؛ همهشان عجیب بودند، مثل «بوسا مان»، «شوی لونگ یین»، «چینگ پینگ له»، «دیان جیانگ چون». . . قطعاً مثل تفسیر کلمه به کلمهی شما نیست، وگرنه «بوسا مان» میشد. . . آیا این بیاحترامی به بوداست؟ ؛اگر در میان خوانندگان این صفحه، افرادی با مهارتهای ادبی بالا وجود دارند، لطفاً راهنمایی کنند!
لذت بردن از شعر و ادبیات؟ هر کس نظر خودش را دارد؛ این یک آزمون نیست و استاندارد مشخصی وجود ندارد**~