HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

آیا ما راه اشتباهی رفتیم یا به درستی نرفتیم؟

2016-12-27View Original

Thread Content

چهار سال پس از فارغ‌التحصیلی و شروع کار، همراه با همسر و فرزندانم به یک روستای دورافتاده بازگشتم؛ در آنجا صف‌هایی از خانه‌های مدرن و زیبا دیدم که همگی از خانه‌های کوتاه و چوبی گذشته تبدیل شده بودند. از نحوه ساخت این خانه‌ها سؤالی نپرسیدم؛ در هر صورت، خانواده‌ام توانایی ساخت چنین خانه‌هایی را ندارد. با دیدن این صحنه، سیر زندگی خودم و سایر همسالانم در روستا را مرور کردم. در دوران دبستان و راهنمایی، در میان بهترین دانش‌آموزان روستا قرار داشتم؛ وارد بهترین دبیرستان شهر شدم، سپس وارد یک دانشگاه برتر شدم. بعد در یک شرکت دولتی کار کردم. در آن سال‌ها، تعداد دانشجویان جدید زیاد نبود؛ به نظر می‌رسید افراد کمی در مناطق کوهستانی موفق به ورود به دانشگاه می‌شدند. مردم روستا از این موضوع حسادت می‌کردند و می‌گفتند: «فلان خانواده، فرزندش را به دانشگاه فرستاده است». با این حال، تنها ۷ سال دوران دبیرستان و دانشگاه، به علاوه ۴ سال کار، یعنی ۱۱ سال؛ کسانی که در آن زمان پذیرفته نشدند، برخی با گذراندن دوره‌های آموزش معلمی، معلم شدند، برخی دیگر کارمند دولتی شدند و برخی نیز مستقیماً به کار رفتند. در طول ۱۱ سال، تغییرات زیادی در روستا رخ داد. در آن زمان باور نداشتم که چیزی برای مردم روستاهای کوهستانی فراهم شده باشد، و همچنین باور نداشتم که سیاست‌هایی برای منفعت مردم کوهستانی وجود داشته باشد؛ زیرا همچنان خانه‌های چوبی کوتاه در کنار ساختمان‌های مدرن قرار داشتند. بعداً، به تدریج با برخی از همکلاسی‌های دوران ابتدایی و راهنمایی‌ام و همچنین جوانان هم‌سن خود در روستا ملاقات کردم؛ بسیاری از آن‌ها بسیار مجلل و پرزرق و برق شده بودند، به‌ویژه جوانانی که در بخش‌های مختلف کار می‌کردند، تأثیر عمیقی بر من گذاشتند ; در مدتی که در خانه بودم، چیزهای زیادی شنیدم درباره اینکه چه کسی در روستا با فروش مواد مخدر پولدار شده، چه کسی به خاطر فروش مواد مخدر دستگیر شده، و چه کسی خانه‌اش را آنقدر باشکوه ساخته که چه مدت زندانی شده؛ همه این‌ها جالب بودند ; همچنین شنیده‌ام که سیاست‌های مختلف توسط مقامات در سطوح مختلف روستاها و مناطق محلی متوقف می‌شود، و برای دریافت کمک‌های مالی، چه مقدار پول لازم است و غیره. با بازگشت به شهر کارم، شروع کردم به فکر کردن: آیا از همان ابتدا اشتباه کرده بودم؟ یا من مسیر اشتباهی را نرفتم، اما به درستی پیش نرفتم؟ تا الان نتوانسته‌ام فکرش را بکنم**.
Reply #22016-12-27
در مسیر زندگی، گزینه‌های مناسب را انتخاب نکرده‌ایم؛ مسیرهای فرعی بسیار زیاد است. تعداد کسانی که گزینه‌های درستی انتخاب می‌کنند خیلی کم است، در حالی که کسانی که گزینه‌های اشتباهی انتخاب می‌کنند، زیاد هستند. اما دیگر نمی‌توان چیزی را جبران کرد؛ تنها راه این است که به راه خود ادامه دهیم، و دوباره مسیرهای فرعی پیش می‌آیند… این چرخه بارها و بارها تکرار می‌شود، و هیچ تغییری رخ نمی‌دهد~~~
Reply #32016-12-27
انسان‌ها همیشه در زمان سردرگمی، به این شک می‌افتند که مسیر توسعه‌ای که انتخاب کرده‌اند، اشتباه است.
Reply #42016-12-27
بدون مقایسه، تفکری وجود ندارد: P
Reply #52016-12-27
اصل مطلب اشتباه نکرده، شما راه درست را طی می‌کنید! اگر می‌خواهید به ثروت و موفقیت بزرگ دست یابید، احتمال ماندن در شرکت بسیار کم است ; اگر می‌خواهید به سطح زندگی متوسط برسید، فکر می‌کنم شما اکنون به آن رسیده‌اید. با روش‌های نادرست و غیرقانونی، سود زیادی به دست می‌آید اما ریسک نیز بالاست؛ اگر صحبت از کارهایی مانند قاچاق مواد مخدر باشد، اصلاً قابل اعتماد نیست. وقتی وارد چنین مسیری شدی، دیگر نمی‌توانی خارج شوی و راه فراری وجود ندارد.
Reply #62016-12-27
به وجدان خود پایبند باشید، حتی اگر مسیر اشتباهی را در پیش بگیرید چه اهمیتی دارد؟
Reply #72016-12-28
در واقع ما به دنبال کسب سود از طریق رفتارهای غیرقانونی نیستیم. یک روز، همراه با چند والد، فرزندانمان و همکلاسی‌هایشان را برای بازی CS واقعی بردیم. یکی از همکلاسی‌ها عملکرد بسیار ضعیفی داشت؛ معلم نیز تقریباً هر روز پیام‌هایی ارسال می‌کرد تا درباره مشکلات این بچه صحبت کند، اما والدینش اصلاً واکنشی نشان نمی‌دادند و هرگز فکر همکاری با معلم برای یادگیری چیزهایی برای فرزندشان را نکرده بودند. در وقفه نیمه‌وقت، والدین آن دانش‌آموز گفتند: حالا و در آینده، همیشه دانش‌آموزانی که عملکرد خوبی دارند، برای دانش‌آموزانی که عملکرد ضعیفی دارند کار می‌کنند. در آن لحظه فکر کردم که شاید حرفشان منطقی باشد، و تصمیم گرفتم از این ایده که فرزندم به خوبی درس بخواند، صرف‌نظر کنم
Reply #82016-12-28
دیدن این پدیده‌ها واقعاً گاهی اوقات ناامیدکننده است و گاهی قابل درک نیست. اما این مانع از آن نمی‌شود که من فردی صادق باشم. دیدگاه بسیار مهم است؛ دیدگاه مردم روستا، همان روستا یا شهر کوچکی است که در آن زندگی می‌کنند.
Reply #92016-12-28
من هم اهل روستا هستم؛ نه اینکه به مردم روستا تحقیر کنم، بلکه تفاوت‌های فکری و دیدگاه‌ها واقعاً باعث می‌شود که نتوانیم با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم.
Reply #102016-12-29
استاد، من تقریباً همان مسیری را طی می‌کنم که شما طی کرده‌اید؛ پر از کنجکاوی و سؤالات، اما چاره‌ای جز ادامه دادن در مسیر خودم ندارم

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.