HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

تمام شوخی‌های خنده‌دار مربوط به مه اینجاست؛ قطعاً شما را در این وضعیت هم سرگرم خواهد کرد!

2016-11-06View Original

Thread Content

هشدار قبلی: مجموعه‌ای بزرگ از شوخی‌ها و جوک‌های مربوط به مه در راه است؛ لطفاً توجه داشته باشید: پس از خواندن آن‌ها، فقط لبخند بزنید؛ چون خندیدن باعث می‌شود مقدار بیشتری از ذرات مه وارد بدن شود...
روزانه، روز مه فرا می‌رسد؛ کاربران بااستعداد، شوخی‌ها و جوک‌های مختلفی اختراع کرده‌اند تا در این شرایط سرگرم شوند!
هشدار قبلی: مجموعه‌ای بزرگ از شوخی‌ها و جوک‌های مربوط به مه در راه است؛ لطفاً توجه داشته باشید: پس از خواندن آن‌ها، فقط لبخند بزنید؛ چون خندیدن باعث می‌شود مقدار بیشتری از ذرات مه وارد بدن شود...
▓ دستگاه‌های اندازه‌گیری مه: دستگاه ام‌آرآی بیمارستان «شوگوانگ» (متعلق به شرکت سیمنس) دیگر کار نمی‌کند؛ زیرا حسگرهای تشخیص مه، مه را با دود اشتباه گرفته و باعث قطع برق دستگاه شده‌اند...
▓ داستان‌هایی درباره مه: در بازار «چایشیکو» در پایتخت، زندانیانی که قرار بود اعدام شوند، روی زمین زانو زده بودند. “ساعت سه بعدازظهر فرا رسیده است؛ اجرای حکم! به محض اینکه صدایش تمام شد، جلادی که صورتش را پوشانده بود، جلو آمد و ماسک مجرم را برداشت... ▓ شعر درباره مه: کوه‌هایی پشت کوه‌ها، برج‌هایی پشت برج‌ها؛ مه قصرهای قدیمی، چه زمانی فروخواهد رفت؟ باد سمی، گردشگران را مست می‌کند و پایتخت را به آفریقا تبدیل می‌سازد.   ▓ ستاره درباره مه صحبت می‌کند: در بیست سالگی، ایستادن در دروازه ده‌شنگمن به من امکان می‌داد که کوه غربی را ببینم؛ در سی سالگی، ایستادن در همان دروازه به من امکان می‌داد که دروازه شی‌جی‌من را ببینم؛ اما در چهل سالگی، حتی دروازه ده‌شنگمن را هم نمی‌توانم ببینم!
▓ ارزیابی این شعر توسط مه: بیت اول – فضیلت عمیق، مه را در خود جای می‌دهد؛ استقامت، مانع از جذب مه می‌شود. بیت دوم – تلاش سخت برای غلبه بر مه؛ خلق دوباره رنگ خاکستری. عنوان اصلی – مه، مردم را می‌ترساند.
http://img1.17img.cn/17img/images/201611/insimg/9a106e5a-09a1-4e6e-9b68-015069c94b54.jpg
▉ رئیس: چرا دوباره دیر کردی؟ وانگ: من... رئیس: چه اتفاقی افتاد؟ دوباره ترافیک بود، مشکلی در خانه پیش آمد، یا ماشین در راه خراب شد؟ قصد داری دلایل دیگری هم بسازی؟ وانگ: هیچ‌کدام از این‌ها نیست... امروز مه خیلی زیاد بود؛ وقتی از کنار شرکت رد می‌شدم، متوجه نشدم و ادامه دادم...
▉ یکی از دوستان گفت که صبح‌ها مه آنقدر زیاد است که حتی نمی‌توان ستون‌های موجود در میدان سینگ‌های را دید؛ حالا می‌گوید: حتی اگر صد دلار هم پرداخت کنم، باز هم نمی‌توانم آن‌ها را ببینم. http://img1.17img.cn/17img/images/201611/insimg/e7f65cb5-514e-4c41-acd4-79a82c7c6451.jpg  ▉ زوج پیر هاربین صبح زود وارد مه شدند و از هم جدا شدند؛ زن پیر سریع تلفن را برداشت و گفت: «شوهر، تو کجایی؟» مرد گفت: «من فقط یک متر جلوتر از تو هستم!» زن پیر گفت: «من نمی‌بینمت!» مرد گفت: «در این فاصله نزدیک، صدای حرف زدنت را می‌شنوم!» زن پیر گفت: «چه حرف زدنی؟ من دارم با تو تلفن می‌زنم.» پیرمرد گفت: من تلفن همراهم را نیاورده‌ام! پیرزن گفت: افسوس! من فرمان را برداشتم، اما خانه کاملاً مه‌آلود است و نمی‌توانم چیزی را به وضوح ببینم.   ▉ بار هوهای، گروهی در حال گفتگو هستند. الف گفت: مه خیلی غلیظ است، رفتم تا در روستای المپیک سگم را قدم بزنانم، وقتی برگشتم، نگاه کردم؛ وای! سگ دیگران را با خودم آورده بودم. بی گفت: بله، امروز برای بردن بچه از مدرسه در ژونگ‌گوان‌سون رفتم، اما به جای آن پسر دیگری را با خودم بردم؟! سی فریاد زد که این خوب نیست و فوراً بیرون دوید. همه گیج شدند. دینگ گفت: همسرش امروز برای خرید لباس به شی‌دان رفته و تا الان برنگشته است؟؟http://img1.17img.cn/17img/images/201611/insimg/aae7dea0-31bc-4fb6-a3d4-386dfe28ae59.jpg
▉ الان صدای پخش برنامه‌های رادیویی مربوط به ترافیک پکن را می‌شنوم؛ یک نفر با مجری تلفنی صحبت می‌کرد، تقریباً گریه می‌کرد؛ گفت که مه آنقدر زیاد است که نمی‌تواند چراغ‌های راهنمایی را ببیند؛ وقتی به وسط جاده رسید، متوجه شد که چراغ قرمز است؛ چهار یا پنج بار از روی چراغ قرمز عبور کرده است؛ چه کار کند؟ مجری به او گفت که مشکلی نیست، چون مه آنقدر زیاد است که نمی‌توان شماره پلاک ماشین را دید!
▉ صبح، یکی از همکارانم در حین رانندگی گم شد؛ از ماشین پیاده شد تا علائم راهنمایی را پیدا کند؛ دید که یک نفر دیگر نیز در حال جستجو است؛ پس نزد او رفت و پرسید: «برادر، اینجا کجاست؟» آن نفر به طور مفصل راه را برایش نشان داد؛ او تشکر کرد و می‌خواست برود، اما دوباره از آن نفر پرسید: «تو هنوز دنبال چه چیزی می‌گردی؟» آن نفر پاسخ داد: «من هم دنبال علائم راهنمایی می‌گشتم! علائم را پیدا کردم، اما نمی‌توانم ماشینم را پیدا کنم!»http://img1.17img.cn/17img/images/201611/insimg/e3012b19-93cd-49cc-aef1-7758c856cb03.jpg
▉ این روزها، واقعاً باید زنده ماند. غذا مسموم شد، بیایید یک ماهی درست کنیم، فقط آب بنوشیم و چیزی نخوریم، خوب است؟ بعداً آب هم مسموم شد، بیایید یک لاک‌پشت سرکوتاه درست کنیم، نه بخوریم و نه بنوشیم، فقط نفس بکشیم، خوب است؟ در نهایت هوا هم مسموم شد، برای زنده ماندن، دیگر خودمان را انسان نمی‌دانیم.   ▉ امروز صبح، در پکن، در میان مه و تاریکی به سمت بیرون رفتم؛ در تاریکی، مردی پیر را دیدم که تنها کنار یک میز نشسته بود، روپوش سفیدی بر شانه‌هایش بود و روی میز، یک استوانه کوچک قرار داشت که درون آن کارت‌هایی بود. من جلو رفتم، استوانه را برداشتم و مدتی آن را تکان دادم؛ سپس یکی از آن‌ها را بیرون کشیدم و به او دادم و گفتم: «آقا، زندگی مانند مه است؛ راه کجاست؟ لطفاً برایم فال بدهید!» پیرمرد گفت: «من فقط چیزهای ساده‌ای می‌فروشم؛ چرا با چوب‌های غذاخوردنم بازی می‌کنید؟»
http://img1.17img.cn/17img/images/201611/insimg/fcf7b625-c101-444b-a4b3-c69c050979d0.jpg
▉ لو جیاهوی با ترس به آمریکا بازگشت: «برادر، امروز تصمیم گرفتم که دیگر سفیر نشوم.» ”اوباما عصبانی شد: «پس به جهان اعلام کن که چرا استعفا دادی، وگرنه مرا برادر خودت نخوان!» روز بعد، رکس تیلرسون دوباره نزد اوباما رفت: «متأسفم، برادر! من پول دریافت کرده بودم تا قول دهم که به خاطر مسئله مه استعفا نداده‌ام.» ”اوباما: «تو آدمی نجیب نیستی، کسی که از سلیقه‌های پست دور باشد.» ”راکه: «من قبلاً بودم.» ”  ▉ اوباما، پس از گذاشتن درخواست استعفای رکس تیلرسون کنار، با ناامیدی گفت: «شما قهرمانان بزرگ هم جرأت ندارید سفیر کشورمان در چین شوید؟ آیا مه آنقدر وحشتناک است؟» آیرونمن، هالک، بتمن، اسپایدرمن و دیگران با شرمساری سر خود را پایین انداختند. ناگهان، ولورین پیشنهاد داد: «اوپتیموس پرایم قطعاً می‌تواند! او نیازی به تنفس ندارد!» تشویق‌های گرمی بلند شد... اوپتیموس پرایم در سکوت سرش را بالا آورد و گفت: «من نیاز به قرعه‌کشی دارم!» http://img1.17img.cn/17img/images/201611/insimg/5217b661-8339-4953-b0af-380808893041.jpg در نهایت، بیایید با آرامش منتظر وزیدن باد بمانیم~~~
Reply #22016-11-07
آخرین بار، این پست توسط zjing80 در تاریخ ۷-۱۱-۲۰۱۶ ساعت ۱۰:۱۶ ویرایش شد. راستش، از زمانی که واژه «مِی» وارد دید عموم شد، ناگهان متوجه شدیم که همه‌چیز اطرافمان با آن پر شده است. درست است، چند روز قبل از شروع فصل گرمایش، وضعیت بسیار وخیم می‌شود؛ این امر نشان می‌دهد که محیط زیست ما در وضعیت بسیار بدی قرار دارد. حفاظت از محیط زیست مسئولیت هر یک از ماست، و البته مسئولیت شرکت‌هایی که مقادیر بیشتری آلاینده تولید می‌کنند نیز همین است. در غیر این صورت، ده سال دیگر واقعاً جرأت نداریم به پیامدهای آن فکر کنیم!
Reply #32017-01-17
باد، در حال حاضر روش اصلی و تنها وسیله برای کنترل مه است

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.