Thread Content
این یک مسئله بسیار واقعبینانه است؛ بسیاری از مردم از روستاها از طریق کنکور، پیوستن به ارتش، تجارت و غیره خارج شدهاند. در بیشتر مناطق، روستاها در واقع نماد فقر، عقبماندگی و جهل هستند. حتی برخی افراد، اینکه اهل روستا هستند را شرمآور میدانند و در برقراری روابط نیز عمداً آن را پنهان میکنند. خانواده را نمیتوان انتخاب کرد؛ فرزند از زشتی مادرش شکایت نمیکند، و سگ از فقر خانوادهاش شکایت نمیکند. دو روز پیش در یک مهمانی که توسط دوستم برگزار شده بود شرکت کردم؛ افراد مختلف زیادی در آنجا حضور داشتند. هنگام نشستن و گپ زدن، صحنهای ناخوشایند را شنیدم؛ الفاظ رکیکی بود که نمیخواهم تکرار کنم. خلاصه اینکه، او و خواهر و برادرهایش شش نفر هستند؛ سن او کمی بیشتر از پنجاه سال است. پس از قبولی در دانشگاه، تلاش کرد تا به جایگاه مدیر یکی از شعب بانکهای بزرگ برسد (که این موضوع قابل تحسین است). بعد گفت که برادرانش از او پول قرض میخواهند و از او درخواست کمک میکنند؛ او خیلی عصبانی شده بود. پولش مال خودش بود و هیچ تعهدی برای کمک به آنها نداشت (شاید از دهانش کلماتی مثل «لعنتی» بیرون آمده باشد؛ اما آن هم مادر خودش است، نه؟) حداکثر سی یا دویست تومان به آنها داد تا راضی شوند، و از آنها نخواست که پول را پس بدهند (این کار نشاندهنده سخاوت و بخشندگی او بود). همچنین گفت که دیگر با آنها در ارتباط نخواهد بود؛ اگر دوباره اذیتش کردند، قصد داشت در روزنامه اعلام کند تا رابطهاش با آنها قطع شود. همچنین گفت که والدینش مردهاند (توجه داشته باشید، مستقیماً گفت «مردهاند»، نه «فوت کردهاند») و دیگر هیچ رابطهای با آنها ندارد. افرادی که از دنیای کشاورزی خارج میشوند نیز تعداد کمی نیستند؛ چنین افرادی وجود دارند، اما فکر نمیکنم اکثریت آنها باشند. همه انسانها به روابط خانوادگی و دوستانه ارزش میدهند؛ کسانی که توانایی دارند، باید تا حد امکان به افرادی که در مشکل هستند کمک کنند. حتی اگر تمایلی به کمک نداشته باشند، نباید چنین رفتاری کنند. گروه پمپ و شیر هایی چایچوان
هنوز رابطهمان خیلی نزدیک است؛ هر سال چیزهای ویژهای برایشان میفرستم، و هر بار که به آنجا میروم، از همه دعوت میکنم تا با هم غذا بخوریم و چند روزی را با هم سپری کنیم!
در واقعیت، همه چیز پول است؛ پول هم خوشحالی میآورد و هم نگرانی
پولی برای خواستن از خانواده ندارم، پول دارم اما مسیری ندارم
فقط یک کلمه، «پول»، میتواند آدم را بهتر یا بدتر کند
هر سال که برمیگردم، باز هم با هم غذا میخوریم و گپ میزنیم؛ مردم روستا صمیمیترند
در واقع، آنچه مواجه میشویم همان خویشاوندانی هستند که در زمان فقر یا وقتی مشکلاتی در خانواده بود، هرگز آنها را ندیده بودیم؛ اما وقتی میشنوند که حالت بهتر شده، برای قرض گرفتن یا پیدا کردن کار نزد تو میآیند. کمتر کسی است که به راحتی از روستا بیرون بیاید و نیازی به کار در مزرعه و سختیهای آن نداشته باشد. بهترین راه، این است که به یکدیگر وابسته باشیم........
بله، میترسم با چیزی مشابه این روبرو شوم.
منظورم این است که در چارچوب تواناییهایم به کسانی که نیاز به کمک دارند کمک کنیم، نه اینکه پول را به طور گسترده هدر دهیم؛ چون در آن صورت هیچکس نمیتواند آن را تحمل کند.
البته که در تماس هستیم، اما مردم روستا الان همگی پول بیشتری از من دارند
خوبه، فقط کافیه زندگیت بهتر از من باشه:lol
هر نوع آدمی وجود دارد، هر کسی باید مطابق با شخصیتش رفتار کند!
موضوع بسیار واقعبینانه است، اما به شما میگویم که من این کار را خواهم کرد، و باید هم این کار را انجام دهم!
امروزه خیلیها بیش از حد خودخواه هستند! ! وقتی پول دارد، دیگر کسی را نمیشناسد
رسیدن به چنین حدی در رفتار انسان، تنها میتواند ناشی از طبیعت او باشد
خون از آب گرانتر است، پس گاهی باید مرز را رعایت کرد. فداکاری بیشتر نیز پاداش خواهد داشت! ! ! ! :پیروزی::پیروزی: