Thread Content
اول از همه باید بگویم که من در دانشگاه در زمینه ابزارهای اندازهگیری تحصیل کردم و پس از فارغالتحصیلی مستقیماً در این حوزه کار کردم؛ از زمان فارغالتحصیلی تاکنون ۱۰ سال گذشته است. با خواندن نوشتههای همکاران درباره کارکنان بخش ابزارهای اندازهگیری، بسیار تحت تأثیر قرار گرفتم؛ پس فکر کردم که چیزی هم بنویسم تا کسانی که تازه وارد این حوزه شدهاند، بتوانند آن را بخوانند. اول از همه باید گفت که صنعت دستگاههای اندازهگیری، صنعتی سخت است؛ انجام کار خوب در این زمینه واقعاً کار آسانی نیست. اگر میخواهید با کار در زمینه ابزارهای اندازهگیری به شهرت برسید، باید تلاش بیشتری نسبت به سایر افراد حوزههای دیگر انجام دهید. لازم است مدام یاد بگیرید، تجربه کسب کنید، مشکلات مختلف را پشت سر بگذارید و بخش عمدهای از وقت خود را فدا کنید. بنابراین، اگر در حال حاضر علاقه چندانی به این صنعت ندارید، بهتر است هرچه زودتر شغل خود را عوض کنید؛ وقتی تازه وارد بازار کار شدهاید، تغییر شغل آسانتر است؛ میتوانید به بخشهای تولید، عملیات و موارد مشابه بروید؛ نسبت به کار در بخش ابزارهای اندازهگیری، کار در آن بخشها آسانتر است. اگر اعتماد به نفس لازم برای ادامه را دارید، به ادامه مطلب مراجعه کنید؛ به عنوان یک فرد تازهوارد در این زمینه، اولین چیزی که باید همواره در ذهن خود نگه دارید، ایمنی است. زیرا در کارخانه، کارشناسان دستگاههای اندازهگیری همواره با انواع مشکلات ایمنی روبرو هستند. در این موارد، خطراتی برای جان وجود دارد؛ نه تنها برای خود فرد، بلکه ممکن است برای دیگران نیز پیامدهای منفی داشته باشد. تجهیزات موجود در محل، به خاطر خراب شدن یک دماسنج، متوقف نخواهند شد؛ اما هنگام تعویض دماسنج، اگر لوله مربوطه ساییده شود، ممکن است با روغن داغ، گازهای سمی، مایعات سمی و غیره روبرو شوید. اگر مراقب نباشید، ممکن است تا آخر عمر پشیمان شوید، یا اصلاً فرصت پشیمانی نداشته باشید. همچنین، دستگاههای نمایشگر هسته کنترل را تشکیل میدهند؛ ممکن است به دلیل بیدقتی شما، سیستمهای ایمنی فعال شوند و گازهای سمی که نباید آزاد شوند، رها شوند. این امر میتواند باعث مسمومیت یا حتی مرگ افراد بیگناه زیادی شود. اینها تهدیدهای بیاساس نیستند، بلکه درسهای خونینی هستند. بنابراین، کسانی که در زمینه ابزارهای اندازهگیری کار میکنند، باید همواره خود را نسبت به خطرات احتمالی، چه برای خودشان و چه برای دیگران، هشیار نگه دارند. قبل از شروع کار، حتماً باید به ریسکهای احتمالی فکر کنید؛ هر ریسکی را باید در نظر گرفت و پس از تأیید، کار را آغاز کنید. به عنوان مثال، من در طول ده سال کارم، حدود سه بار با خطرات تقریباً کشنده روبرو شدم. اکنون من فردی ترسو هستم و کارهایی که به نظرم ریسک بالایی دارند، را قطعاً انجام نمیدهم. چون به خاطر این موضوع، چندین بار با رهبرانی که متوجه نمیشدند درگیر شدم؛ جان مال خودمان است، اگر شغلمان را از دست دهیم میتوانیم دوباره پیدایش کنیم، اما اگر جانمان را از دست بدهیم، واقعاً از بین میرود. کسی که در زمینه ابزارهای اندازهگیری کار میکند، باید در ساخت این ابزارها مهارت پیدا کند و در سایر رشتهها نیز قوی باشد. منظورش چیه؟ یعنی شما که در رشته ابزاردقیق تحصیل میکنید، باید در آن مهارت کسب کنید تا از هر کاری اطمینان داشته باشید؛ اگر فقط به این موضوع پایبند باشید، یک تکنسین ابزاردقیق خوب نخواهید بود. یک تعمیرکار ابزارهای دقیق، نه تنها در زمینه حرفهای خود ماهر است، بلکه در سایر رشتهها نیز اطلاعات کافی دارد، بهویژه در زمینه فرآیندها و الکتریک. چرا؟ زیرا، تمام ابزارهای اندازهگیری در خدمت فرآیندها هستند؛ اگر چیزهای مربوط به فرآیندها را نمیدانید، قطعاً نخواهید فهمید که چرا باید دماسنج وجود داشته باشد، یا ترانسمیتر فشار چه کاربردی دارد. همچنین نمیدانید کجاها خطرناک هستند، کدام دماسنجها ممکن است پاره شوند، کدام لوله فشار بالایی دارد و کدام لوله سمی است. حتی اگر فرض کنیم که در داخل خانه مسئولیت مدیریت DCS را بر عهده داری، باز هم ممکن است به دلیل ناآشنایی با جزئیات فنی، خطری برای دیگران ایجاد کنی. اگر فرآیند را درک کنید، میتوانید طرحهای کنترلی بهتر و سیستمهای ایمنی قویتری ارائه دهید. شما همچنین میتوانید بر اساس دادههای فرآیندی، به سرعت نقاط خرابی را تشخیص دهید و همچنین مشکلات ناشی از اشتباهات عملیاتی که منجر به توقف دستگاه شدهاند، را پیدا کنید. در اینجا مثالی ذکر میکنیم؛ قبلاً در اینجا چنین قطعی فعالیت رخ داده بود. این اتفاق بسیار غیرمنتظره بود؛ چهار کمپرسور بزرگ به طور پیاپی از کار افتادند. دلیل آن یا لرزش بود یا فشار بیش از حد. پس از بررسیهای فراوان، در نهایت مشخص شد که مشکل از کمپرسور اولی بود که از کار افتاده بود؛ دلیل آن فشار بیش از حد بود. همچنین، هیچ والویی در خروجی کمپرسور وجود نداشت و هیچ مانعی نیز وجود نداشت. در واقع، حتی مدیران و برخی از تکنسینهای دستگاههای اندازهگیری فکر میکردند که مشکل از خرابی دستگاههای اندازهگیری یا وجود اختلالاتی است. اما در همین لحظه، یک تکنسین باتجربه که در زمینه فرآیندها تخصص داشت، با استفاده از سوابق عملیاتی، یک عملیات والویی را پیدا کرد که ارتباطی با کمپرسور نداشت. دقیقاً به دلیل انجام سریع این عملیات والویی، تبادل حرارت بین مایع در پشت والو و گاز خروجی کمپرسور دچار تغییر ناگهانی شد؛ این امر منجر به تغییر ناگهانی فشار خروجی کمپرسور شد و در نهایت باعث قطع پیاپی فعالیت کمپرسورها گردید. اگر به خاطر آشنایی با فرآیند نبود، تقصیر این حادثه بر گردن دستگاههای اندازهگیری میافتاد. زیرا دستگاههای اندازهگیری هسته کنترل هستند؛ تمام آزمایشها و کنترلها از طریق این دستگاهها انجام میشود. در ذهن برخی مدیران، اگر دستگاههای اندازهگیری نتوانند دلیل مشکل را شناسایی کنند، پس دلیل آن خود دستگاههای اندازهگیری است. شما باید در زمینه الکتریک نیز مهارت کافی داشته باشید، زیرا باید تجهیزات الکتریکی را کنترل کنید. تجهیزات الکتریکی نیز سیستمهای حفاظتی خاص خود را دارند؛ اغلب، قطع کار به دلایل الکتریکی یا سیستمهای حفاظتی خود تجهیزات رخ میدهد. پس از قطع کار، سیستمهای حفاظتی شروع به عمل میکنند. در بسیاری از موارد، تأخیر بین سیگنالهای دستگاههای اندازهگیری و سیگنالهای الکتریکی در میلیثانیهها است؛ اغلب، دستگاههای اندازهگیری و سیستمهای الکتریکی به دلیل عدم تشخیص صحیح، با یکدیگر در تضاد قرار میگیرند. اگر از سیستمهای حفاظتی الکتریکی اطلاعی نداشته باشید، ممکن است مقصر شناخته شوید. بنابراین، کارگر ابزاردقیق یک شغل جامع است؛ به عنوان یک کارگر ابزاردقیق، باید در زمینه ابزارهای دقیق مهارت داشته باشد و در زمینههای دیگر نیز آگاهی کافی داشته باشد. به عنوان تعمیرکار ابزارها، هنگام یافتن خرابیها باید شجاع، دقیق و با ایده باشید. معنای این حرف این است که جسارت به معنای حرف بیاساس نیست، بلکه بر اساس بررسی دقیق عوامل مختلفی مانند دستگاهها، فرآیندهای تولید، مسائل الکتریکی، مکانیکی و غیره، احتمالات را با جسارت مطرح کردن و با دقت و ظرافت آنها را بررسی کردن است؛ در فرآیند بررسی، حتماً باید ایدههایی داشت و روش خاص خود را دنبال کرد. به عنوان مثال، اگر ناگهان توقف گستردهای بدون دلیل مشخص رخ دهد، اولین کاری که باید انجام شود، یافتن سیگنالهای نشانهدار است؛ مانند سیگنالهای فعالیت موتورها. این سیگنالها را با هم مقایسه کرده و دستگاهی را که اولین بار دچار اختلال شده، شناسایی میکنیم. پس از شناسایی دستگاه، به هشدارهای مربوط به خرابی آن نگاه میکنیم تا دلیل توقف مشخص شود. پس از تعیین دلیل، مشکل برطرف خواهد شد. اگر مشخص نبود، باید بر اساس این دلیل تحلیل کرد، به دنبال دانشهای مرتبط در زمینه فرآیندها، الکتریکی، مکانیک و غیره گشت، علل احتمالی را تحلیل کرد، فرضیات جسورانهای مطرح کرد، سپس بر اساس این فرضیات، به دنبال شواهدی برای تأیید آنها گشت. اگر شواهدی برای اثبات وجود داشت، نیازی به تسریع در رسیدن به نتیجه نبود؛ باید رویکرد دیگری برای تأیید استفاده کرد. اگر همه چیز مورد تأیید قرار گرفت، آنگاه میتوان به نتیجه رسید. فراموش نکنید که نباید بدون شواهد یا با شواهد ناکافی، به طور تصادفی نتیجهگیری کرد؛ این کار باعث ناراحتی افراد زیادی میشود و همچنین نمیتوانید در برابر رئیس توضیحی ارائه دهید. باید گفت که کار با دستگاههای اندازهگیری آسان نیست، بهویژه در زمان بروز مشکل؛ مدیران فشار میآورند تا هرچه سریعتر علت مشکل پیدا شود. باید کاملاً آرام بود و منطقی عمل کرد؛ نمیتوان مثل مگسی بیهدف، به طور تصادفی جستجو کرد. هنگام تعمیرات، دستگاههای اندازهگیری قطعاً اولین چیزی هستند که نصب میشوند و آخرین چیزی که برداشته میشوند. قبل از تعمیر تجهیزات، ابتدا دستگاههای اندازهگیری جدا میشوند و پس از تعمیر، دوباره نصب میگردند. اینجا اغلب به دلیل تأخیر در کارهای مربوط به رشتههای دیگر، زمان لازم برای تعمیرات از بخش دستگاههای اندازهگیری گرفته میشود؛ حتی برخی از مدیران هم متوجه این موضوع نمیشوند. وقتی پرسیده میشود که چرا کارها تمام نشدهاند، پاسخ این است که کارهای مربوط به دستگاههای اندازهگیری هنوز انجام نشدهاند. در هر بار، کارهای مربوط به دستگاههای اندازهگیری سریعترین کارها هستند؛ چرا اینطور است؟ مطمئنم چنین رهبری فقط در واحد ما وجود ندارد. بنابراین، کسانی که در زمینه ابزارهای اندازهگیری کار میکنند، باید در برابر فشارها مقاومت کنند، با استدلال منطقی موضع خود را دفاع کنند و در عین حال با تمام توان کار خود را به خوبی انجام دهند؛ در غیر این صورت، ممکن است کار از دست برود و در مراحل بعدی به دلیل نشت، مسدود شدن، اختلالات و غیره، با مشکلات جدی روبرو شوند، و حتی کار آنها به عنوان اشتباه در تعمیرات تلقی شود. خیلی نوشتم، چون با گوشی تایپ میکنم، انگشتانم درد گرفته؛ بعداً دوباره مینویسم. استاد ابزارساز، اگر دیدی مسخرهام نکن؛ اینها تازهواردانی هستند که وارد این حرفه شدهاند. نگاه کنید، شاید برای شما مفید باشد.
خوب نوشته شده، یاد میگیرم، از نویسنده حمایت میکنم
یک حرف ناامیدکننده: در واقع، هرچه کار بیشتری در این پست انجام شود، خطاها بیشتر میشود، انتقادات بیشتر میگردد، پول بیشتری کسر میشود و تصویر رهبران نسبت به فرد نیز بدتر میشود. در بسیاری از موارد، گفتن و انجام دادن چیزها دو چیز جداگانه هستند. مثلاً باز کردن یک داشبورد، کار چقدر سادهای است، اما وقتی واقعاً شروع به انجام آن میکنیم، با این و آن مشکل روبرو میشویم: فضای محل کار خیلی کوچک است و ابزارهایی مانند پیچگوشتی جا نمیشوند، و پیچهای موجود در آنجا زنگزده هستند و نمیشود آنها را باز کرد. . . . . اغلب، یک کار سادهی باز و نصب، ممکن است یک صبح یا حتی یک روز کامل را به خود بگیرد. پس از انجام آن با خستگی شدید، درد کمر و پاها و عرق زیاد، نه تنها نتیجهای خوب حاصل نمیشود، بلکه احتمالاً از سوی رئیس مورد سرزنش قرار میگیرید. چنین کار سادهای، حتی باز کردن یک ساعت، اینقدر طول میکشد؛ دیگران با دیدن این وضعیت فکر میکنند: «واقعاً این شخص در کارش بیکفایت است.» . . . . ههه. . . . . چطور؟ وقتی با چنین وضعیتی روبرو میشوید، غم و رنج خود را نمیتوانید بیان کنید؛ سخت تلاش میکنید تا کار را انجام دهید، اما در نهایت تصویری از فردی که نمیتواند کار کند، از شما به جا میماند. قلبتان حتماً سرد میشود؛ اگر این وضعیت به مدت طولانی ادامه یابد، قلب سرد میشود، بیتفاوتی نسبت به کار پدید میآید و شور و اشتیاق نیز از بین میرود. هه. . . چند روز پیش در جلسه گروه، مدیر در آن جلسه اینگونه ما را سرزنش کرد: شما حداقل بیش از ده سال است که در بخش ابزارهای اندازهگیری کار میکنید، اما هیچ چیز بلد نیستید و چیزی درک نمیکنید. مدیر فرآیندها چندین بار به دنبال شما آمده و گفته که شما هیچ کاری انجام نمیدهید؛ همه کارها را باید به رئیس بخش سپرد، چون فقط رئیس بخش است که میتواند کارهای محل را انجام دهد. . . . . ناراحتکننده است؛ بیش از ده سال است که کارهای مربوط به دستگاههای اندازهگیری در این محل، توسط رئیس بخش انجام میشود. آیا وقتی رئیس بخش در تعطیلات یا برای تحصیل به جای دیگری میرود، کارهای این محل متوقف میشود؟ ؟ ؟ ؟ ههه. . . . بیش از ده سال کار کردم، اما هیچ چیز یاد نگرفتم. . . پس، قلب گرم نخواهد ماند؛ قلب سرد چطور میتواند کار کند؟
متن واقعاً خوب نوشته شده، اما در هر صنعتی همینطور است؛ کسانی که مسئولیت دارند، مسئولیت بیشتری نیز بر عهده دارند. اما وقتی به گذشته فکر میکنم، میفهمم که زندگی بیهوده نبوده: lol
واقعاً نوشته خوبی است. چه سخت باشد و چه خستهکننده، اگر کسی این راه را انتخاب کرده، باید واقعاً آمادگی روانی داشته باشد؛ باید گفت که واقعاً سختیهای زیادی در پیش است
نویسنده حرف خوبی زد؛ واقعاً ساخت دستگاههای اندازهگیری کار دشواری است و اغلب مورد توجه مدیران قرار نمیگیرد.
خیلی خوب نوشته شده؛ من هم در حال حاضر، علاوه بر تلاش برای یادگیری بهتر رشتهام، مشغول یادگیری فنون صنعتی و الکتریکی هستم. واقعاً همانطور که گفتی، گاهی درک فرآیندها و دستگاههای اندازهگیری، نتایج بهتری به همراه دارد.
همهچیز با صداقت نوشته شده است؛ من نیز پنج سال است که در زمینه ابزارهای اندازهگیری کار میکنم. از یک جوان بیتجربه که هیچ چیز نمیدانست، تا اینکه مسئولیت انتخاب، نصب، تنظیم، نگهداری و تعمیر ابزارهای اندازهگیری در یک کارخانه جدید را بر عهده گرفتم؛ همه کارها را انجام دادم و تمام سختیهای مربوط به ابزارهای اندازهگیری را تحمل کردم. حتی اکنون که از کارخانه خارج شدهام و در زمینه فروش ابزارهای اندازهگیری فعالیت میکنم، واقعاً حرفهای نویسنده را درک میکنم و میدانم که کار در این زمینه چقدر دشوار است؛ پس باید در حین کار، از آن قدردانی کرد
واقعاً خیلی خوب نوشته شده؛ دستگاههای نمایش، چشمان اپراتور هستند؛ اگر دستگاههای نمایش خوب باشند، کار انجام دادن آسان میشود.