Thread Content
پروژه ۱۸۰ هزار تنی آب اکسیژنه شرکت ما، ۳ سال است که در حال فعالیت است؛ گازهای خروجی اکسیداسیون پس از جداسازی با روش خنککردن توسط انبساط، سپس توسط دستگاههای جذب برای دفع خارج میشوند. در حال حاضر مشکلاتی مانند انتشار گازهای خروجی فراتر از استانداردها و مصرف بالای آروماتیکها وجود دارد؛ برای رفع این مشکلات، قصد داریم واحدهای تولید گازهای خروجی را بازسازی کنیم. در ابتدا ۳ جعبه با ۸ هسته وجود داشت: ۲ جعبه برای جذب، ۱ جعبه برای بازیابی (تجزیه و خشککردن). ما قصد داریم یک جعبه جذب اضافه کنیم تا ساختار به ۲ جعبه جذب، ۱ جعبه تجزیه و ۱ جعبه خشککردن تغییر کند؛ این کار باعث کاهش زمان جذب و همچنین کاهش حجم موادی میشود که هر جعبه جذب میتواند پردازش کند ; سپس جذب مرحله دوم اضافه میشود تا میزان آروماتیکها در گازهای خروجی به کمتر از ۴۰ میلیگرم بر متر مربع برسد، باعث تخلیه مطابق استانداردها شود، آروماتیکها به طور کامل بازیابی شوند و مصرف کاهش یابد
تولیدکنندگان داخلی هیدروژن پراکسید، تعداد زیادی برای جذب گازهای اکسیداتیو در مرحله دوم استفاده نمیکنند؛ بیشتر آنها از موتورهای توربینی به همراه الیاف کربن فعال برای جذب استفاده میکنند. با توجه به توضیحات شما، به نظر میرسد که این همان الگوی پردازشی است که من در نظر گرفتهام. پیشنهاد میشود برای گازهای خروجی اکسیداسیون، یک مخزن جذب با الیاف فعال کربن اضافه شود و مرحله دوم نیز به جذب توسط الیاف فعال کربن تغییر کند؛ در این صورت نتیجه بهتر خواهد بود. در کشور، تجهیزاتی برای جذب هیدروژن پراکسید با استفاده از فعالسازهای کربنی وجود دارد
لطفاً بفرمایید برای بدنه جعبه جذب شما از چه مادهای استفاده شده است؟