Thread Content
بیایید تجربیات مدیریتی خود را به اشتراک بگذاریم؛ ماهیت کارخانه تغییر کرده است و من میخواهم در زمینه مدیریت تیمهای کاری چیزهایی یاد بگیرم.
به عنوان رئیس گروه، اولویت اصلی این است که سطح مهارتهای حرفهای فرد بسیار بالا باشد و کنترل خوبی بر سیستم داشته باشد؛ زیرا شما باید اعضای گروه را هدایت کنید. اگر خودتان اطلاعات کافی نداشته باشید و دستورات مناسبی ندهید، اعضای گروه به شما احترام نخواهند گذاشت. دوم، آگاهی خوب از مسائل امنیتی و دید کلی؛ در فرآیند تولید یا حل مشکلات، نباید فقط به کار کردن فکر کرد، بلکه باید به این فکر کرد که چگونه کار را به خوبی و با ایمنی انجام داد. سوم، مهارت در برقراری ارتباط؛ توانایی درک بهموقع وضعیت روانی افراد تحت فرمان، و واکنش مناسب نشان دادن؛ همچنین استفاده از روشهای مدیریتی برای افزایش حس مسئولیتپذیری و تمایل به یادگیری در میان اعضای گروه، و ایجاد فضایی هماهنگ در گروه. چهارم، برای رسیدن به عدالت و برابری، لازم است که این امر در سطح ظاهری محقق شود؛ اما در پشت صحنه، همه چیز به روشهای شخصی فرد بستگی دارد. در نهایت، مهمترین نکته این است که آگاهی خود را از راهبردهای رهبران افزایش دهیم؛ کار کردن بدون پیروی از دستورات رهبران، حتی باعث خستگی شدید نیز، فایدهای نخواهد داشت. بنابراین باید به طور فعال و مؤثر از راهبردهای رهبران پیروی کنیم.
شیفتکاری نیست، نگاهی به زندگی شیفتکاری همه بیندازیم
۱. مهارت در کار: تمایل به پژوهش و تفکر دقیق; ۲. حرفهای بودن: تمایز بین امور عمومی و خصوصی ; ۳. کمتر صحبت کنید.
جذابیت شخصی، توانایی، توانایی متقاعد کردن دیگران، آگاهی از مسائل امنیتی و روحیه تیمی، در مسائل مهم پایبندی به اصول و در مسائل جزئی انعطافپذیری، تحسین بهموقع زیردستان، و هنگام انتقاد، تمرکز بر موضوع نه فرد:)
رئیس گروه، جان دهها نفر در دستانش است؛ هر دستور باید کاملاً صحیح باشد، وگرنه کارکنان به شکلی نامشخص کشته خواهند شد