HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

【توصیه یک آهنگ】ایستگاه متروی غمگین — خواهر او

2016-11-13View Original

Thread Content

در ایستگاه مترو، افراد زیادی منتظر قطار آخر برای بردن او بودند. من هم یکی از آن‌ها بودم، اما قطار من نیامد. قطار تو به ایستگاه دیگری رسیده است؛ کسی که سوار می‌شود، دیگر من نیستم. چه تعداد انسان وجود دارد که مثل من ناراحت باشند… این ناراحتی بی‌فایده است. تو صحنه‌های غم‌انگیزی را کنار هم قرار می‌دهی؛ شما دو نفر با خوشحالی لبخند می‌زنید. تو پیشانی او را می‌بوسی و می‌پرسی که چقدر دوستم دارد… در واقع مثل این است که از من بپرسی. متوجه شدم که از امروز به بعد، دیگر هرگز دست در دست هم نخواهیم بود. فقط می‌خواهم بهانه‌ای پیدا کنم تا خودم را رها کنم… نمی‌توانم گریه کنم… نمی‌توانم گریه کنم… نمی‌خواهم که تو ناراحتی‌ام را ببینی. معلوم شد که دوست داشتن، کار بسیار دردناکی است… نقشی که برای من ساخته شده، نقشی که نمی‌توانم در آن گریه کنم… نمی‌خواهم که دیگران ناراحتی‌ام را ببینند. معلوم شد که قول‌ها، وعده‌های بی‌معنایی هستند… من دیگر نمی‌خواهم آن‌ها را داشته باشم. قطار تو به ایستگاه دیگری رسیده است؛ کسی که سوار می‌شود، دیگر من نیستم. چه تعداد انسان وجود دارد که مثل من ناراحت باشند… این ناراحتی بی‌فایده است. تو صحنه‌های غم‌انگیزی را کنار هم قرار می‌دهی؛ شما دو نفر با خوشحالی لبخند می‌زنید. تو پیشانی او را می‌بوسی و می‌پرسی که چقدر دوستم دارد… در واقع مثل این است که از من بپرسی. متوجه شدم که از امروز به بعد، دیگر هرگز دست در دست هم نخواهیم بود. فقط می‌خواهم بهانه‌ای پیدا کنم تا خودم را رها کنم… نمی‌توانم گریه کنم… نمی‌توانم گریه کنم… نمی‌خواهم که تو ناراحتی‌ام را ببینی. معلوم شد که دوست داشتن، کار بسیار دردناکی است… نقشی که برای من ساخته شده، نقشی که نمی‌توانم در آن گریه کنم… نمی‌خواهم که دیگران ناراحتی‌ام را ببینند. معلوم شد که قول‌ها، وعده‌های بی‌معنایی هستند… نمی‌توانم گریه کنم… نمی‌توانم گریه کنم… نمی‌خواهم که تو ناراحتی‌ام را ببینی. معلوم شد که دوست داشتن، کار بسیار دردناکی است… نقشی که برای من ساخته شده، نقشی که نمی‌توانم در آن گریه کنم… نمی‌خواهم که دیگران ناراحتی‌ام را ببینند. معلوم شد که قول‌ها، وعده‌های بی‌معنایی هستند… من دیگر نمی‌خواهم آن‌ها را داشته باشم

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.